مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

95

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

برداشتند و جدا شدند و در طول [ رود ] سالانگگا به راه افتادند ، تا به پدر خود بپيوندند . 163 - اونگ خان كه به‌وسيلهء كوكسائو سبرق غارت شده بود ، ايلچى به نزد چنگيز خان فرستاد . اين ايلچى را فرستاد و به وى گفت : « نايمان‌ها قوم من ، خان‌ومان من ، زنان من و پسران مرا اسير كرده‌اند . من [ وى را ] فرستادم كه از تو پسرم چهار سوارت را طلب كنم « 1 » . تا قوم من و خاندان مرا نجات دهند و به من بازگردانند » . پس چنگيز خان ، دستجات را مهيا كرد ، و چهار « سوار » [ خود ] بواورچو ، موقالى ، بوروقول و چيلااون بهادر را فرستاد . قبل از رسيدن اين چهار « سوار » ، سانگگوم ، كه آمده بود ، تا در هولاان قوت « 2 » ترتيب جنگ را بدهد ، تيرى به ران اسبش اصابت كرد و نزديك بود گرفتار شود ، كه چهار « سوار » رسيدند و وى را نجات دادند و تمام قوم و خان‌ومان ، زنان و پسرانش را گرفتند و به وى بازگرداندند . پس اونگ خان گفت : « سابقا پدرش « 3 » به همين ترتيب قوم مرا كه همگى گرفتار شده بودند ، نجات داد و به من بازگردانيد . حال از نو ، چهار « سوار » پسرم آمدند و قوم مرا كه همگى اسير شده بودند ، نجات دادند و به من بازگردانيدند . پاداش چنين عمل نيكى بايد از آسمان و زمين برسد » . 164 - اونگ خان بار ديگر گفت : « يسوگاى بهادر آنداى من ، يك‌بار قوم مرا ، كه همگى گرفتار شده بودند ، نجات داد و به من بازگردانيد . پسرم تموچين از نو قوم مرا كه از دست رفته بودند ، نجات داد و به من بازگردانيد . چون آن‌دو ، پدر و پسر قوم مرا كه همگى از دست رفته بودند ، نجات دادند و به من بازگردانيدند ، به خاطر چه ، براى گردآورى و دادن [ آنها ] آنقدر مرارت كشيدند ؟ حال ديگر من پير شده‌ام . چون پير شده‌ام ، به سمت ارتفاعات خواهم رفت . من قديمى شده‌ام . چون قديمى شده‌ام ، به كوه خواهم رفت . چه كسى بر همهء قوم حكومت خواهد كرد ؟ برادران كوچك من داراى طبعى پست‌اند . من فقط يك پسر دارم ، سانگگوم ، مانند اين است كه [ پسرى ] نداشته‌ام . اگر پسرم تموچين را برادر ارشد سانگگوم سازم ، دو پسر خواهم داشت و راحت خواهم شد » . اونگ خان ، و چنگيز خان در « جنگل سياه » در [ كنار رود ] تواولا گرد هم آمدند و يكديگر را پدر و پسر خواندند . دليل آنكه آن‌دو يكديگر را پدر و پسر خواندند ، اين بود

--> ( 1 ) - منظور بواورچو ، موقالى ، بوروقول و چيلااون مىباشند . ( 2 ) - Hula'an - qut ( 3 ) - منظور يسوگاى بهادر است .