مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

79

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

بگويند : « از اسب به زير آييم » ، كه از پست نگهبانى كه در [ كوه ] چيقورقو مستقر كرده بودند ، مردى با شتاب هرچه تمامتر رسيد و خبر آورد كه دشمن رسيده است . با اين خبر جلوداران از اسب پياده نشدند و گفتند : « به جلوى دشمن بشتابيم و با ايشان گفت‌وگو كنيم » . رفتند و به آنان برخوردند و گفت‌وگو را آغاز كردند ، پرسيدند : « شما كه هستيد ؟ » ايشان جلوداران جاموقه بودند : آاوچو بهادر « 1 » از مغول‌ها ، بويوروق خان از نايمان‌ها ، قوتو از ماركيت‌ها ، پسر توقتوا باكى و قودوقا باكى اويرات ، هر چهار جلوداران جاموقه بودند كه مىآمدند . جلوداران همگى بانگ برآوردند ؛ آنان [ نيز ] بانگ برآوردند : « اكنون ديگر دير است ، ما فردا جنگ خواهيم كرد » . اين را گفتند و به عقب بازگشتند و رفتند تا به سپاه بپيوندند و بخوابند . 143 - روز بعد ، دستجات را پيش راندند و به يكديگر پيوستند و در كويتان « 2 » سپاه را آرايش جنگى دادند . هنگامىكه در جهات بالا و پايين ، در حال جابه‌جا شدن و مستقر شدن بودند ، بويوروق خان [ و ] قودوقا ، به سحر و جادو پرداختند ، تا طوفان به‌پا خيزد . چون طوفان سحرآميز به‌پا شد ، طوفان سحرآميز برگشت و به سمت خود آنان روى آورد . ايشان كه قادر به پيشروى نبودند و در باتلاق‌ها افتادند ، با يكديگر گفتند : « لطف آسمان شامل حال ما نيست » [ اين را گفتند و ] پراكنده شدند . 144 - بويوروق خان نايمان از [ جاموقه ] جدا شد و به جانب اولوق تاق « 3 » كه قبل از آلتائى « 4 » [ واقع است ] به راه افتاد . قوتو پسر توقتواى ماركيت ، به جانب [ رود ] سالانگگا به راه افتاد . قودوقوا باكى اويرات ، درحالىكه با انبوهى جنگل در ستيز بود ، به جانب شيسگيز « 5 » به‌راه افتاد . آاولوچو بهادر تائيچيئوت به جانب [ رود ] انون به‌راه افتاد . جاموقه قبايلى را كه او را به خانى برگزيده بودند ، غارت كرد و در طول [ رود ] آرگونا ، به جهت بازگشت به حركت درآمد . بدين ترتيب چون ايشان پراكنده شدند ، اونگ خان در طول [ رود ] آرگونا ، به تعقيب جاموقه پرداخت . چنگيز خان در جهت رود انون آاوچو بهادر تائيچيئوت را تعقيب كرد . آاوچو بهادر كه به نزد قوم خود رسيده بود ، آنان را با شتاب

--> ( 1 ) - A'ucu - ba , atur ( 2 ) - Kyitan ( 3 ) - Uluq - taq ( 4 ) - Altai ( 5 ) - Sisgiz