مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

113

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

[ حيواناتش ] به كنار [ درياچهء ] بالجونا رسيد ، در آنجا [ به چنگيز خان ] برخورد . 183 - درست در آن‌هنگام كه چنگيز خان احشام خود را در [ كنار ] درياچهء بالجونا آب مىداد ، قسار كه زنان و پسرانش ، [ بخصوص ] سه پسرش ياگو « 1 » ، ياسونگگا « 2 » و توقو « 3 » را نزد اونگ خان رها كرده بود ، با چند تن از يارانش رفت و گفت : « [ من به جست‌وجوى ] برادر ارشدم مىروم » ، و در جست‌وجوى چنگيز خان ، نتوانست از قرااون چيدون « 4 » بگذرد و با صعود به قلل ، خسته و ناتوان مىرفت و از پوست و ريشهء خام تغذيه مىكرد ، تا در [ كنار درياچهء ] بالجونا به چنگيز خان برخورد . چنگيز خان از آمدن قسار شادمان گرديد ، سپس با او به مشورت پرداخت و گفت : « من ايلچيانى به نزد اونگ خان مىفرستم » و قالى اودر « 5 » جاوراداى و چاقورقان اوريانگقداى را فرستاد و به آنان گفت : « شما به خان پدرم اين چيزها را از قول قسار بگوييد . شما به وى بگوييد [ قسار ] ما را فرستاده و گفته : من با ديدگانم ، برادر ارشدم را جست‌وجو كردم [ و ] ردش را گم كردم . ردش را گرفتم ، ولى اثرى از آن نيافتم . آوازش دادم و صدايم به گوشش نرسيد . من خوابيدم و ستارگان را نگاه كردم و بالشم كلوخى بود . زنانم و پسرانم نزد خان پدر [ م ] مىباشند . اگر مرا امان دهد ، كه اميدوار آنم ، به نزد خان خواهم آمد . بگوييد كه وى با اين پيغام‌ها شما را فرستاده است . ما فورا پس از شما راه خواهيم افتاد و در ارقال گائوگى « 6 » در [ كنار ] كالوران به شما مىرسيم . شما آنجا برويد » . [ چنگيز خان ] كه به ايشان چنين وعدهء ملاقات داده بود ، قالى او در چاقورقان را فرستاد . جورچاداى و ارقاى [ قسار ] را به‌منزلهء پيشتاز قبل از خود روانه ساخت . چنگيز خان به دنبال آن ، سواره با كسان خود از [ كنار ] درياچهء بالجونا رفت [ و ] به ارقال گائوگى در [ كنار ] كالوران ، رسيد . 184 - دو تن ، قالى اودر و چاقورقان ، به نزد اونگ خان رسيدند و گفتند : « اين است سخنان قسار » ، و آنچه را كه آمده بودند بگويند ، بازگو كردند . اونگ خان « خرگاه بزرگ طلايى » را برپا داشته بود و بدون ترديد در كار عيش و نوش بود . اونگ خان در جواب سخنان قالى اودر و چاقورقان ، گفت : « اگر چنين است ، پس قسار بيايد » و گفت : « من

--> ( 1 ) - Yagu ( 2 ) - Yasungga ( 3 ) - Tuqu ( 4 ) - Qara'un - Cidun ( 5 ) - Qali'udar ( 6 ) - Arqal - gaugi