مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
114
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
بهمنزلهء گروگان ، ايتورگان « 1 » را به نزد وى مىفرستم » . وى را با [ فرستادگان چنگيز خان ] گسيل داشت . چون ايشان آمدند و به ارقال گائوگى ، وعدهگاه رسيدند ، ايتورگان كه هيكلهاى متعددى را از دور مشاهده كرد ، گريخت تا بازگردد . اسب قالى اودر تندرو بود ، قالى اودر به [ ايتورگان ] رسيد ؛ ولى دلى كه او را بگيرد نداشت . رفت و از پيش و پس راه را بر او بست . اسب چاقورقان كندرو بود . [ چاقورقان ] از پشت ، در حد تيررس ، تيرى رها كرد كه به كفل اسب سياه زين طلايى ايتورگان اصابت كرد . آنگاه دو تن ، قالى اودر و چاقورقان ، ايتورگان را گرفتند و به نزد چنگيز خان بردند . چنگيز خان بدون اينكه با ايتورگان صحبتى كند ، گفت : « او را به قسار تحويل دهيد ، تا قسار دربارهء وى تصميم بگيرد » . چون ايشان او را به قسار تحويل دادند ، بدون اينكه با ايتورگان صحبتى بدارد ، جابهجا با ضربهء شمشير او را كشت و به گوشهاى انداختش . 185 - قالى اودر و چاقورقان ، به چنگيز خان گفتند : « اونگ خان سوءظنى نبرده است . « خرگاه بزرگ طلايى » را برافراشته و به عيش و نوش پرداخته است . با شتاب هرچه تمامتر حركت كنيم ، شب را نيز راه بپيماييم و جلودارها را بگيريم و محاصرهاش سازيم » . [ چنگيز خان ] اين سخنان را تأييد كرد . دو تن جورچاداى و ارقاى را به منزلهء ديدهبان به جلو فرستاد و شب را نيز راه پيمود و رسيد ، و [ اونگ خان را ] كه در آن هنگام در انتهاى تنگهء جارقابچى قاى « 2 » در جاجااراوندور « 3 » بود ، محاصره كرد . مدت سه شبانهروز جنگ كردند . چون ايشان در حلقهء محاصره بودند ، روز سوم ، خسته و ناتوان به اطاعت درآمدند . معلوم نشد كه چگونه اونگ خان و سانگگوم هردو تن ، شبانه رفته بودند . كسىكه اين جنگ را اداره مىكرد ، قداق بهادر « 4 » جورگين بود . هنگامىكه قداق بهادر براى اعلام اطاعت خود آمد ، گفت : « ما سه شبانهروز جنگ كرديم . من با ديدن خان ، رئيس قانونى خود گفتم : چگونه مىتوانم او را بگيرم و به كشتن دهم ؟ من كه نتوانسته بودم حق به نابودى وى دهم ، گفتم : بايد جانش را نجات دهد و به دوردست رود ؛ و من جنگيدم و معركه را رهبرى كردم . اكنون اگر بگويند بمير ، مىميرم . اگر مراحم چنگيز خان شامل حالم شود ، قواى خود را در اختيارش مىگذارم » . چنگيز خان كه
--> ( 1 ) - Iturgan ( 2 ) - Jar - qabciqai ( 3 ) - Jaja'ar - undur ( 4 ) - Qadaq - ba'atur