اولياء الله آملى
مقدمه 25
تاريخ رويان ( فارسى )
نامهاى ايشان در آن عمارات مكتوب است . » « 1 » مولانا اولياء اللّه در شرح كشتن امام موسى بن جعفر الكاظم عليه السلام ، بهدست هارون مىنويسد : « پس بفرمود تا او را به سر ، ارزيز مذاب به حلق فروريختند و شهيدش كردند و خواست كه در روى خلق براءت ساحت خود آشكار كند . بفرمود تا او را بر نعش نهاده ، ميان بازار بغداد بنهادند . . . و آن بازار را سوق الريحانيين خوانند ، در برابر آن موضع در زير دكان ، درى ساختهاند و بيشتر كه دانند ، از آن گذر كنند ، تا قدم بدان موضع نبايد نهاد . و من بارها آنجا رفتهام و زيارت گزارده . » « 2 » مؤلف تاريخ رويان مردى كنجكاو و علاقهمند به تاريخ است اولياء اللّه ، روزهائى كه در شهر آمل بود ، به مشاهد و مقابر سرى مىزد و آنچه بر در و ديوار و ضريح نوشته شده بود مىخواند . در شرححال ابو على ناصر مىنويسد « او پادشاهى سايس و مطاع بود . روزى به ميدان گوى اسبش به كبوه خطا كرد و از اسب درافتاد . مرده از جاى برداشتند . گنبدى كه مرقد اوست ، در راسته كوى ، برابر گنبد داعى نهاده است . بر در خانهء سيد اجل مجتبى رحمه اللّه و من بارها نام و لقب و كنيت و تاريخ او خواندهام . به خط معقلى بر آنجا نوشته است . » « 3 » و در شرححال حسام الدوله اردشير مىنويسد « اين اردشير مقام و دار الملك در آمل ساخت . و اين خانه كه در قراكلاته الى يومنا هذا ، مقر ملوك بود و ايوان و بارگاه بر لب جوى هرهز ساخته ، ملك اردشير عمارت كرد . وقتى در آنجا تفرج مىكردم ، در آن تصوير كهنه و نقش طومار به خط طومار ،
--> ( 1 ) - تاريخ رويان ص 78 . ( 2 ) - تاريخ رويان ص 79 و 80 . ( 3 ) - تاريخ رويان ص 114 .