اولياء الله آملى
مقدمه 21
تاريخ رويان ( فارسى )
است . 15 - بر ناپيشگى 194 / 18 : يادآور اخلاق و تربيت عياران و جوانمردان است . 16 - گوى 204 / 17 : چاله و گودال . تاريخ رويان پارهاى از آداب و سنن قديمى مازندران و رويان را براى ما زنده نگاه داشته است . مولانا اولياء اللّه در ص 200 / 6 چنين نوشته است : « و در طبرستان جملهء حكام و ملوك و مردم ولايت را غير از علما و سادات و زهاد و عباد ، عادت چنان بود كه موى فروگذاشتندى . بعضى مردم كلالك داشتندى و بعضى موى بافتندى و در قديم لامك بر سر بستندى و در اين نزديك كلابند بر سر نهادندى . يا كمابيش يك گز دستارچه بر سر بستندى يا يك گزونيم بيش نبودى . چون ملك معظم ، خسرو ملوك عجم ، ملك جلال الدوله عز نصره ، برادر را به قتل آورد و آن قضيه واقع شد ، بعد از چند وقت سر بتراشيد و دستار بر سر بست و برادران و اولاد نيز با او موافقت كردند و همه نوع مردم در اين سنت با او اتفاق كردند و اين معنى عام است و همهء مردم مازندران و رستمدارى بر اين يك صورت و يك جهت شدند . تا چنان كه وقتى پيشتر از اين اگر در ميان اصحاب سلاح ، دستاردارى در اين ولايت ديدندى ، مردم را از آن عجب آمدى و اين زمان اگر موى دارى يا كلابندپوشى بينند ، آن را نادر شمرند .