اولياء الله آملى

187

تاريخ رويان ( فارسى )

از جوى هرهز تا سارى سدهاى محكم ساختند و راه‌ها فروبستند و خراسانيان را كه در سارى و باون « 1 » گذاشته بودند ، همه را به قتل آوردند . مدت نه روز امير مسعود در آمل مقام كرد . راستى آنكه در اين مدت « 2 » هيچ آسيبى به مقدار سيبى از ايشان به اهالى آمل نرسيد . روز دهم برنشست و با لشكرى جرار . سپاهى چو مور و ملخ بىشمار * دليران جنگى و مردان كار « 3 » روى به‌طرف رستمدار نهاد . حال آنكه ملك اعظم جلال الدوله [ اسكندر ] فرمان داده بود . تا راههاى ولايت را از كوه تا دريا بستها « 4 » ساختند و بر سر راه‌ها مترصدان نشسته . چون به يك فرسنگى آمل به ديه ياسمين كلاته رسيدند ، از پيش ، لشكر رستمدار و از عقب ، اسفاهيان مازندران ، دست در كار نهادند . از وقت رحلت لشكر خراسان از آمل ، دو ساعت يا بيشتر برنيامده بود كه همان ساعت مردم آمل و نواحى از لشكرگاه به شهر درآمدند ، با اسپان و اشتران و اسيران ترك و تازيك به نوعى كه هيچ آفريده را در خيال نبود . امير مسعود چون ديد كه مجال تنگ شد و كار از دست رفت . به اولين مرحلهء رستمدار ، كيا جمال الدين احمد جلال و برادرزادگان را برفور به قتل آورد و روى به هزيمت نهاده ، به راه لاويج متوجه كوه گشت . به اميد آنكه زودتر از بيشه بيرون رفته ، خود را با صحراى كوهستان اندازد . خود همه بيشه ، مردان بودند و ملك مازندران با بزرگان ولايت در عقب و نوكران ملوك رستمدار عزت انصارهم از پيش و از يمين و از يسار .

--> ( 1 ) - كلمه « باون » در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 75 نيامده است شايد : به اول . ( 2 ) - در اصل : در اين ده روز . ( 3 ) - عين اين مطالب و جملات با تغييراتى مختصر در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 75 ديده مىشود . ( 4 ) - پشته‌ها به جاى بستها . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 76 .