اولياء الله آملى

184

تاريخ رويان ( فارسى )

بر فور عزيمت آمل مصمم كرد . كيا آن در پيش استاده ، طوعا او كرها لشكر به سارى آمد و قاصد به ملوك فرستادند كه ملاقات كجا خواهد بود ؟ ملك فخر الدوله مشورت و صوابديد با پيش ملك اعظم جلال الدوله عز نصره آورد و بعد از تدبير بسيار ، جز به حرب و مقاومت صلاح نديدند . با همديگر عهد و ميثاق بستند كه به جان و مال و حشم و ملك و ولايت از همديگر بازنمانند و به دفع دشمن قيام نمايند . و از اطراف راهها را محافظت فرمودند . امير مسعود در سارى ، بعضى از خراسانيان را بازداشت و به نوروز از آنجا به حوالى آمل پيوست . ملك مرحوم فخر الدوله اكابر و اعيان و قضاة و ائمه و سادات آمل را به نيابت و اقامت در آمل رخصت داد و او با نوكران و اسفاهيان ، حشم و خانه برگرفت و از آمل غيبت فرمود « 1 » . امير مسعود هجدهم ذى قعده سنهء ثلاث و اربعين و سبعمائه به آمل درآمد . اللّه اكبر آن‌چه روزى بود كه در صحراى بوران ، رايت او خافق گشت ، اند هزار مرد جرار از ترك و تازيك همه با سلاح تمام و پوشش مكمل و اسبان فاره و استعداد حرب كه هيچ كمتر كتلچى ، بىاستعداد و آلت و عدت تمام نبوده‌اند ، گوئى نص قرآن آنجا كه مىفرمايد كه : يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى ، براى اهل آمل عبارت از آن روز بود . و از جوى هرهز گذشته در خانهء ملك نزول فرمود . و شب درآمدن راه آن يك محله را كه قراكلاته « 2 » خوانند ، گردبرگرد از درختان و درهاى خانه‌ها سدى ساختند و آدمى و مراكب به‌هم متصل مقام گرفتند كه الا دو موضع « 3 » راه نبودى كه كسى در آنجا مدخل و مخرج سازد . و با فردا

--> ( 1 ) - مطالب و پاره‌اى از جمله‌ها را عينا سيد ظهير الدين در تاريخ طبرستان خود ص 73 نقل كرده است . ( 2 ) - خراط كلاته . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 74 . ( 3 ) - در اصل : در موضع .