اولياء الله آملى

178

تاريخ رويان ( فارسى )

بودند و در تاريخ سنهء اربع « 1 » و ثلاثين و سبعمائه كه وفات ملك تاج الدوله اتفاق افتاد ، بعد از چند ماه ، ملك الملوك شرف الدوله « 2 » در مازندران فرمان حق يافت و ملك سعيد شهيد فخر الدوله حسن غفر اللّه ذنوبه به ملكى مازندران مستقل گشت . و هنوز سالى برنيامده بود كه سلطان سعيد ظل اللّه فى الارض سلطان ابو سعيد بهادر خان نور اللّه ضريحه از عالم فنا رحلت كرده ، تاج و تخت پادشاهى را بدرود كرد و دولت آل چنگيز خان در ممالك ايران به انقطاع پيوست و از حدود آب جيحون تا در مصر و اقصاى شام ، بعد از آنكه مدت هشتاد سال مملكتى گشته چون باغ ارم خوب و خرم و چون حرم كعبه ، آسوده و ايمن « 3 » ، چون قاروره‌اى بر روى آب متزلزل و چون خاشه‌اى بر دريچهء باد مشوش گشت و احوال سلطنت خلل‌پذير گشت . از گاه وصول موكب هلاكو خان در بغداد كه سنهء ست و خمسين و ستمائه بود تا وقت وفات سلطان ابو سعيد ، مدت هشتاد سال تمام بود . و در اين مدت ملك ايران از تعرض اهل فضول فارغ و آسوده ، خاصه در ايام سلطنت غازان خان و اولجايتو خدابنده و ابو سعيد بهادر خان . در اين سه عهد كسى چگونه نشان دهد كه امور ملك ايران تا چه حال مضبوط افتاده بود . گوئيا ظهير فاريابى در باب چنين روزگارى گفته است : آرام يافت در حرم امن وحش و طير * و اسوده گشت در كنف عدل انس و جان گردون فروگشاده كمند از ميان تيغ * و ايام برگشوده زه از گردن كمان ملكى چنين مسخر و حكمى چنين مطاع * ديرست تا نداد فلك از كسى نشان

--> ( 1 ) - در اصل : اربعين . ( 2 ) - در اصل : ملك شرف الملوك . ( 3 ) - در اصل : ايمن بود .