اولياء الله آملى

169

تاريخ رويان ( فارسى )

و از ازدواج و اولاد متمتع . چنان شنيده‌ام كه فرزندانش از ذكور و اناث ، دارج و باقى در عهد او قريب [ صد ] نفر بودند . [ از ] بعضى مردم بيشتر از اين نيز شنيده‌ام و در اين باب مبالغه كرده‌اند و العهدة فى ذلك على الرّاوى . اگر به صورت واقع در اين معنى خلافى باشد و استبعاد توان كردن الا باعتبار معنى بتوان گفت [ 85 ] كه از اولاد او حق سبحانه و تعالى اشخاصى چند باديد كرد كه هريك از ايشان به معنى برابر صد مرد ، بلكه صد هزار مرد باشند . چنان كه گفته‌اند مصراع . عالمى در يك قبا و لشكرى در يك بدن . ليس على اللّه « 1 » بمستنكر * أن تجمع العالم فى الواحد اگر به اين اعتبار كسى گويد كه از او صد هزار فرزند حاصل شد ، هيچ غريب و عجيب نباشد . مدت يازده سال بعد از برادر ، در ولايت‌دارى ، كام دل بيافت و در سنهء اثنى عشر و سبعمائه بدان جهان شتافت « 2 » . [ شمس الملوك محمد ] بعد از او شمس الملوك محمد قايم مقام او شد و او مردى عادل و مرضى السيرة بود . و به انواع خصال رضيه و خلال مرضيه آراسته و به فنون اوصاف حميده و صنوف اخلاق پسنديده محلى و مزين . و روزگار بزرگوارش مستغرق ايادى و انعام و افاضت جود و اكرام . و با خاص و عام طريق عدل و داد سپرده و نقش تعدى و عدوان از صفحهء مملكت سترده . و بيشتر اوقات به طاعت‌دارى و حق‌گزارى حضرت بارى جل و تعالى مىگذرانيد و دست از تعرض مساكين و ضعفا و محاويج و فقرا بازداشتى . و در ايام دولت او كار فقرا

--> ( 1 ) - در اصل : من اللّه . ( 2 ) - جملات بالا عينا در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين نقل شده است . همين كتاب ص 65 . سيد ظهير الدين تاريخ فوت استندار شاه كيخسرو را سنهء احدى عشر و سبعمائه ضبط كرده است .