اولياء الله آملى
155
تاريخ رويان ( فارسى )
آنكه روزى چند اگرچه پادشاه بودهاند الا به استقلال نبودند ، بلكه به استظهار سلاطين نشسته بودند . خود عادت روزگار براين موجب است كه اصحاب ترفع از خطر انخفاض ايمن نباشند . چه انحطاط در پى ارتفاع و ترح در عقب فرح بودن ، روزگار را قانونى مقنن است . قابوس بن وشمگير را ابياتى چند باشد در اين باب ، در وقتى كه در مملكت او وهنى باديد آمده بود و او را بدان معنى تعبير مىكردند و هى هذه : قل للّذى بصروف الدّهر عيّرني * هل عاند الدّهر إلّا من لدخطر [ 79 ] أما ترى البحر يعدو فوقه جيف * و يستقرّ بأعلى قعره الدّرر و فى السّماء نجوم ما لها عدد * و ليس يكسف إلّا الشّمس و القمر « 1 » [ حسام الدوله اردشير كينخوار ] و ملك معظم حسام الدوله اردشير كينخواز بن شهريار بن كينخواز « 2 » بن رستم بن دارا بن شهريار كه پنجمين پدرست از آن ملك اردشير بن الحسن ، در مسند مملكت موروث به استقلال قرار گرفت . و دار الملك ملوك مازندران ، پيش از اين سارى بود . اين اردشير مقام و دار الملك در آمل ساخت و اين خانهاى كه در قرا كلاته « 3 » الى يومنا هذا ، مقر ، ملوك بود و ايوان و بارگاه بر لب جوى هرهز ساخته ، ملك اردشير عمارت كرد .
--> ( 1 ) - مطالب بالا و ابيات معروف قابوس بن وشمگير در صفحات 56 و 57 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين نقل شده است . ( 2 ) - كينخوار باراء مهمله : تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 57 . ( 3 ) - ظاهرا : خراط كلاته .