اولياء الله آملى
156
تاريخ رويان ( فارسى )
وقتى در آنجا تفرج مىكردم . در آن تصوير كهنه و نقش ديوار به خط طومار ، قصيدهاى مطول از گفتهء سراج الدين قمرى نبشته بود ملمع . مطلعش اين بود : وصل العبد إلى مقدم كسرى الثّاني * ملك العادل ذى العزّة و البرهان باسط الجود على الكاشح و الخلّان * صادق الوعد فلا يخلف كالخوّان اردشير آن شه پردل كه گه بخشش و جنگ * نگذارد اثر از هستى دريا و نهنگ آنكه بهرام فلك روى سوى گور نهد * چون وى از كيش برآرد به گه جنگ خدنگ و اين اصفهبد كينخواز و ملك اردشير بن الحسن عم پسران « 1 » يكديگر بودند و پنجمين پدر ايشان حسام الدوله شهريار است كه او را اب السلاطين خواندندى ، زيرا كه سلطان السلاطين ملكشاه پيش او پدر نبشتى . رافعى شاعر گويد ، بيت : هم ملك خواند هم پدر سلطان عصرش در جهان * گر ندارى باور از من نامهء سلطان نگر بر جهان و بر بزرگان جهان تا روز حشر * شهريار و قارن و سرخاب را فرمان نگر « 2 » و جائى ديگر هم او گويد : داند ملك از قدر ترا داور گيتى * خواند پدر از فخر ترا خسرو عالم
--> ( 1 ) - منظور : پسران عم يكديگر است . ( 2 ) - عين مطالب و اشعار بالا در ص 57 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين نقل شده است .