اولياء الله آملى
124
تاريخ رويان ( فارسى )
عز و علا ، بندگان مقرب خود را بدين فضيلت مدح گفته باشد ، هرچه در آن باب گويند ، [ 62 ] به جاى خود باشد و دون مرتبهء آن . بادوسبان ، هر روز على الدوام ، ششصد مرد را نان دادى و به روزى سه وقت ، خوان نهادى . به هر وقتى دويست مرد نان خوردندى . بزرگى بود از اكابر طبرستان ، نامش عبد اللّه فضلويه ، از داعيان گريخته ، روى به دو نهاد . بادوسبان به جهت او ، دويست هزار درم اجرا پديد كرد و خانه و سراى به ملكيت به دو داد ، و چون او فرمان يافت ، همچنان بر فرزندان او مقرر و مسلم داشت . « 1 » استندار شهريوش « 2 » بن هزارسب ملكى قوى و بزرگ و عالى همت بود و پيوسته ملجأ اكابر زمان و مقوى ملوك عصر بود . و اصفهبدان مازندران و ملوك باوند ، بر او ابدا استظهار جستندى و داماد شاه مازندران - نصرة الدوله على بن شهريار بن قارن - بود . « 3 » گويند كه سبب خويشى او با شاه مازندران [ اين ] بود كه علاء الدوله على ، پسر خود - تاج الملوك مرداويج - را به مرو فرستاد ، به خدمت سلطان سنجر . و اين تاج الملوك است كه ممدوح انورى است ، در قصيدهاى كه مطلعش اينست : اى در نبرد حيدر كرار روزگار . تا آنجا كه گويد : « تاج الملوك صفدر و صفدار روزگار . » سلطان خواهر را به دو داد و هيچ بامداد از خانه بيرون نيامد
--> ( 1 ) - سيد ظهير الدين رونويسى از اين مطالب را در تاريخ طبرستان و رويان و مازندران آورده است . صفحات 36 و 37 اين كتاب . ( 2 ) - شهر نوش . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 38 . ( 3 ) - داماد شاه مازندران شاه غازى رستم بود . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 39 .