اولياء الله آملى
مقدمه 8
تاريخ رويان ( فارسى )
گشتاسپ شاه در نامهاى كه به تنسر موبد نوشت ، يادى از صاحب طبرستان و بتسكوارگر و گيلان و ديلمان و رويان و دماوند كرده است . « 1 » ابن خرداذبه در كتاب مسالك الممالك خود كه ميان سالهاى 232 - 272 قمرى نوشته است ، در ذيل عنوان « خبر الجربى » مىنويسد . جربى ، قسمتى از خاك شمالى است كه يك چهارم خاك تمام مملكت است . اسپهبد شمال را در زمان ساسانيان « آذرپاذكان اسپهبد » مىخواندند . نواحى ارمينيه و آذربايجان و رى و دماوند و طبرستان و رويان و آمل و سارى و چالوس و لارز و شزر و تميشه و دهستان و كلار و گيلان و بدشوارجر و ببر و طيلسان ( - تالشان ) و خزر و الان و صقلاب و ابر ، جزء خاك جربى است . « 2 » همين مؤلف در فصل كوهها ، از كوهستان رويان ياد مىكند و چنين مىنويسد : در اقليم پنجم بيست و نه كوه است . از آنهاست كوههاى حارث و حويرث ( - آرارات كبير و صغير ) كه طول آنها سى و سه ميل است . كوههاى ديگرى پيوسته به اين كوه است تا به كوههاى قزوين و نزديك كوههاى رويان مىرسد . طول اين كوهها صد ميل است . « 3 » ابن فقيه همدانى صاحب كتاب البلدان كه در سال 290 قمرى آن را گرد آورده است ، در فصلى به عنوان « القول فى طبرستان » مىنويسد : اما آنچه از خاك طبرستان كه به طرف ناحيهء ديلمان است اين شهرهاست . در پنج فرسنگى آمل شهرى است كه آن را ناتل مىخوانند ، پس از ناتل چالوس است كه حد ديلمان است . اين شهرها در دشت و زمينهاى هموار قرار دارند . ميان آباديهاى كوهستانى ، شهرى است كه آن را « كلار » مىخوانند كه خود نيز حد و سامان ديلمان است . پس از آن شهر كوچك سعيدآباد است كه
--> ( 1 ) - دائرة المعارف اسلامى ذيل كلمهء « رويان » . ( 2 ) - مسالك الممالك ابن خرداذبه ص 118 و 119 . ( 3 ) - مسالك الممالك ابن خرداذبه ص 232 .