مير سيد شريف راقم سمرقندى

67

تاريخ راقم ( فارسى )

لمؤلّفه تا روضهء خواجه مظهر انوار است * منزلگه قطب و مجمع ابرار است خيريّت هر دو كون گردد حاصل * هركس كه غلام خواجهء احرار است الحاصل خامهء هيچمدان قاصر بيان الكن زبان چه مىتواند گفت و چه مىتواند نويشت سطرى از شرح احوال و اقوال آن سلطان الاولياء معين الفقرا . آنجا كه حضرت مخدومى جامى در تحفة الاحرار خود فرموده‌اند : زد به جهان نوبت شاهنشهى * كوكبهء كوس عبد اللّهى روى زمين كش نه سر بىتن است * در نظرش چون روى يك ناخن است يك روى ناخن كه به دست آيدش * كى بره فقر شكست آيدش آن كه ز حرّيت فقر الله است * خواجهء احرار عبيد الله است و حضرت مولانا محمد قاضى در سلسلة العارفين شرح چگونگى حال آن برهان الواصلين سيّد المقربين را كما هو حقّه نوشته‌اند و حضرت سيد اكمل مير عبد الاوّل قدّس سرّه در جمع خود از مجمل تا مفصّل شرح بيان اوقات فرموده‌اند . زندگانى حضرت ايشان را به قلم مشكين رقم كرده و جناب مولانا فخر الدين على ولد مولانا حسين واعظ در كتاب فايض الانوار و البركات رشحات رشحهء از مقامات آن معدن كشف و كرامات و صاحب خرق عادات در تحرير بيان آورده در تاريخ 895 در شب شنبه در قريهء كمان‌گران كه از قراى سمرقند است ارتحال نموده و از آن جمله خواجه گفشگر نعش مباركش آورده آن جسم پاك او را خلوت گزين صومعهء خاك كردند . بسى از اولياى كبار و علماى تأليف شعار ، تصنيف اقتدار ، در جوار مزار فيض آثارند . از آن جمله آباى عظام و اجداد كرام راقم‌اند مثل ولايت پناه حقايق آگاه اعلم العلماء بلا اشتباه حضرت مولانا عصمت اللّه . ديگرى مفسّر آيات بيّنات كلام ربّانى مبيّن احاديث حضرت نبوى به لفظ و المعانى مولانا محمود گيلانى ابن مولانا نعمت الله . ديگر از علماى دين و هاديان راه يقين بسيارند . و دورى مزار فايض الانوار بزرگوار تا به شهر نزديك است به يك ميل راه و درين راه خيابانيست در راستى چون اعتقاد زايران و در خرمى مانند رياض جنان . لمؤلّفه طُرفه خيابان كه درختان او * مىبرد از طوبى خلد آبرو