مير سيد شريف راقم سمرقندى

68

تاريخ راقم ( فارسى )

هر تنه بگذشتى ز چتر سحاب * پنجه زده بر كمر آفتاب آنكه گذشت از فلك هفتمين * ريشهء او شد رگ گاو زمين سِدره بود شاخچهء پست او * تا چه بود شاخ زبر دست او نسبت هر يك به بزرگى تمام * گام نهادى نه برون از مقام جمله سرافكنده ز روى نياز * گشته صف آرا چو قيام نماز سرو خيابان بقا اتّصاف * خورده ز سرچشمهء خضر آب صاف هر شجرى هست كنون بيشكى * از شجر وادى ايمَن يَكى ساق درختانش ز نزديك و دور * ساعد موسى است تجلى ظهور هر يك ازين نخل هدايت ثمر * مىدهد از مرشد كامل خبر اهل سلوك از دو طرف رهنمون * تا نرود هيچكس از ره برون اين همه خوبى نه ز آب و هواست * فيض مزار شرف اولياست سيد قطب و سند اتقيا * كعبهء مطلب اثر مدعا آنكه ز اسرار ضمير آگه است * هادى دين خواجه عبيد الله است زاير اين روضهء خلد اشتباه * مىرود از سايهء طوبى به راه هر كه درين ره نه به سر زود رفت * دير به سر منزل مقصود رفت وانكه درينجا قدم از سر بريد * روى در آيينهء مقصود ديد يا ربم از لطف ز كِه تا به مِه * با همه توفيق زيارت بده اكثر فضلاى زمان در وفات حضرت ايشان مرثيه‌ها و تاريخها گفته‌اند ، بعضى از آن اين است . تاريخ به هشتصد و نود پنج در شب شنبه * كه بود رفته چو از فوت احمد مرسل كشيد خواجهء دنيا و دين عبيد الله * شراب صافى عين جنان ز « جام اجل » امير كبير صائب تدبير مير عليشير در تاريخ حضرت ايشان چنين گفته : تاريخ خواجهء خواجگان عبيد اللّه * مرشد سالكان راه يقين شد به خلد برين كه از فوتش * سال تاريخ گشت « خلد برين »