مير سيد شريف راقم سمرقندى
57
تاريخ راقم ( فارسى )
بخل از جادهء انصاف سر برآورده به راه انحراف و غلط انداخت تا به حدى كه بر پدر ياغى گرديده محاربه كرده عاقبت الامر پدر را بفرمود تا پسر عباس شربت شهادت چشانيد . بعد از گذشتن شش ماه در ربيع الاول قهرمان خونخوار اجل و سيّاف بىرحم قضا پرچم انتقام بركشيد . چنانچه در دست بابا حسين كشته گرديد . كه او از ملازمان الغ بيك ميرزا بود . همان شربت كه نوشانى بنوشى و سر ميرزا عبد اللطيف را چند روز در پيشطاق مدرسهء الغ بيك ميرزا آويختند . الحاصل آنچه در مزرع دنيا مىكارى همان مىدروى . چنانچه فرقان حميد و قرآن مجيد ناطق همين معنيست كه : « لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ » ميرزا عبد اللطيف را پنج پسر بودند . بدين موجب : ميرزا عبد الرزّاق در هفده سالگى به حكم سلطان ابو سعيد زهر هلاكت نوشيد و ميرزا احمد در شانزده سالگى به فرمان سلطان ازين جهان گذران رفت . محمود ميرزا و ميرزا جوكى كه سالها با سلطان ابو سعيد مخالفت كرد آخر الامر روى فرار به دار القرار آورد ، محمد باقر ميرزا كه در ايام طفوليت وفات يافت . تاريخ فوت مولانا طالب قدّس سرّه مولانا طالب جاجرمى از شاگردان رشيد شيخ آزريست . در صور اقاليم نوشتهاند كه جاجرم از شهرهاى خراسان است و نزديك است به اسفرايين . در حوالى آن چشمهاى است كه چون كس جرب باشد در آن آب غسل كند شفا يابد . مشار اليه رسالهء گوى و چوگان در ولايت شيراز به نام سلطان عبد اللّه ابن ابراهيم سلطان ابن شاهرخ ميرزا نظم كردهاند . بعد از گذشتن ايام در شهور 854 شيرازهء نظم حياتش از سلسلهء بقا گسست و در جنب مزار فيض آثار حضرت خواجه حافظ در مصلاى شيراز مدفون گشت . فوت امير شاهى سبزوارى اصل اسم او آقملك ابن جمال الدين فيروز كوهيست . آبا و اجداد او از امراى سربداران است . مدّاح بايسنغر ميرزا ابن شاهرخ ميرزا است . از آنجا سبك برخاسته و از جهت تقديم او گويند : وقتى در مجلس سلاطين نا اهلى را برو مقدم نشانيده بودند با طبع مولانا گران نشسته بلا توقف از جهت تقديم او وقتى در مجلس سلاطين اين قطعه را انشا كرد .