مير سيد شريف راقم سمرقندى

58

تاريخ راقم ( فارسى )

قطعه شاها مدار چرخ فلك در هزار سال * چون من يگانهء ننمايد به صد هنر گر زير دست هر كس و ناكس نشانيم * اينجا لطيفه ايست ندانم من اينقدر بحريست مجلس تو در اين بحر بىخلاف * لؤلؤ به زير باشد خاشاك بر زبر تا به عهد سلطنت بابر ميرزا نيز در قيد حيات بود . مشار اليه از هفتاد تجاوز كرده بود در بلدهء استرآباد در شهور 857 نظم ديوان حياتش از تقطع افتاد . رباعى در ماتم شمس از شفق خون بچكيد * مه چهره بكند زهره گيسو ببريد شب جامه سيه كرد ز ماتم تا صبح * بر زد نفس سرد گريبان بدريد نعش مولانا را به سبزوار نقل كردند . شيخ آزرى از معاصران او بوده . تاريخ وفات مولانا شرف الدين على يزدى قدّس سرّه مولانا على يزدى در علوم ظاهرى و باطنى مهارت تمام و حدّت مالا كلام داشته به تخصيص در علم هيأت چنان بوده كه پرتو نور آفتاب فيض الهى از لوح اسطرلاب سينه‌اش تابان و در رصد بندى هيأت افلاك روشن و نمايان ارقام زيج در صحيفهء خاطرش بىدستيارى رقم قلم مرقوم و اشكال تقويم در نظر ظاهرش از هرچه مفهوم و معلوم . بيت پرتو آفتاب فيض فتوح * از سطرلاب سينه داشت وضوح مشار اليه را مصنّفات كثير البركات بسيار است . مثل كنز المراد و حلل مطرّز و حقايق التهامل و موطن و شرح قصيده برده و ديوان غزل و قصايد بىشمار نيز دارد . در شهور 858 بدر منير حياتش در اوج سپهر كمال بود كه منخسف گرديد . مرقد منورش در دار العباد يزد است .