مير سيد شريف راقم سمرقندى
34
تاريخ راقم ( فارسى )
گشت كه به نام سلطان يحيى تاريخى گويد . بديهه يك مصراع تاريخ در ضمن قطعه در ولادت شاهزاده گفت : تاريخ از پى مقدم سلطان يحيى * روز ولادت به چرخ اعلى تهنيه گو شد به جان عطارد * ساز طرب زد زهرهء زهرا فلك فشاند ز درج انجم * بر سر مهدش عقد ثريّا هر كه بخواند ز بيت خامس * مصرع ثانى ز روى احصا سال ولادت شود چو گيرد * عقد ولادت سلطان يحيى و مولانا عبد القادر موسيقى همين قطعه علمى بسته در عشير و ركب به نوعى كه از او چهل و چهار تاريخ معلوم مىگردد و بعضى از الفاظ نقرات و بعضى از اسامى نغمات و اصول و بعضى از لفظ نظم و تركيب . عزيمت نمودن امير تيمور صاحبقران به جانب بغداد و گوشمال دادن اهل ارتداد در تاريخ 804 بود كه صاحبقرانى بعد از فراغ مهمّات مملكت شام متوجه دار الخلافهء صبح بغداد گرديد . سلطان احمد ابن سلطان اويس جلاير ترك موافقت نموده ، كلاه نخوت بر سر مخالفت نهاده و والى از جانب خود در بغداد نصب كرده بود و خود در حدود ممالك مىگشت . امّا لشكر بيكران صاحبقران و سپاه بىپايان كشور ستان آنقدر بود كه محاسبان و هم و مهندسان خيال از شمار آن عاجز و معطّل ماندندى . عرصهء بغداد را با وجود آنكه دور حصار او دو فرسخ بود ، چون نگين در يك حلقهء تنگ گرفتند . بالضروره آتش قتال اشتعال يافت چندان كه از زبانهء آتش شمشير ، سر خصم از كورهء تن همچون شرار بر هر طرف مىجست و از گرم پروازى عقاب تير سمندر نظير ميدان شيردلان چون نيستان آتش ديده مىگشت . لمؤلّفه ز تير نى آتش برافروختند * نيستان ميدان كين سوختند