مير سيد شريف راقم سمرقندى

33

تاريخ راقم ( فارسى )

را به عرض ارض روم كشيدند . بعد از طى طول مسافت ، مرز و بوم مملكت روم را محل خيام فلك احتشام گردانيدند و در اكثر ولايات آن حدود از توجه نسيم بهار خاطرش گلهاى فتح و فيروزى هر روزى برنگى مىشكفت . از آنجا صاحبقران دولت توأمان پرتو التفات مرآت خاطر به سوى شهر حلب انداخته و با تيمورتاش كه والى ولايت حلب بود بعد از مصالحه كارش با مقاتله انجاميد . آخر الامر روى شاهد ظفر و نصرت و جمال عروس مدّعا مطلب بىغبار اغيار در آئينهء حلب مشاهده كرد . بعد از آن پيش خانهء شادروان عزّ و جلال آن صبح اقبال را بىتوقف و اهمال به صوب عرصهء شام كشيدند ، با تيغ خورشيد پيكر جيب و كنار گردن‌كشان شام را چون دامن مغرب شفقى گردانيد ، باقى كه انقياد كرده رقبهء اطاعت در ربقهء ارادت نهادند ، رقم عفو بر جريدهء قصور ايشان كشيد و از شعلهء مشعل عدالت شبستان شام را چون صبح بيضا روشن و منوّر گردانيد . لمؤلّفه ز فرّ قدوم شه پاكديد * شدى شام روشن‌تر از صبح عيد ز شمع عدالت كه افروخت عام * منوّر ازو شد شبستان شام ز تشريف شاه سعادت رديف * مثل در جهان گشت شام شريف كنون خاك شام شرف آستان * شدى سرمهء ديدهء اصفهان عروس جهان است نبود عجب * كه آيينه‌وار است شهر حلب ز خوبى به نزديك اهل تميز * چه شامى كه از مصر باشد عزيز سر كنگره قلعه‌اش بىگمان * ز شادى كله سوده بر آسمان وفات قطب الابرار غوث الاخيار حضرت خواجه علاء الدين عطار قدّس سرّه در اصل نام مبارك ايشان محمد بن محمد البخارى است . مزار فيض آثارش در ولايت حصار است در ده نو چغانيان . در تاريخ 804 در بيستم شهر ذى القعده اميرزاده محمد سلطان را درّى از درج شهريارى يا غنچهء از گلبن گلستان كامكارى در عرصهء ظهور شكفت و به سلطان يحيى موسوم گشت . سرآمد فضلاى دوران تاج الدين سلمان مأمور