مير سيد شريف راقم سمرقندى
192
تاريخ راقم ( فارسى )
تاريخ مولود خان عاليشان از مشميهء غيب به عالم ظهور آورد . تاريخ شهنشاه جمجاه عبد العزيز * نظيرش به عالم ز مادر نزاده براندى اگر اسب غيرت به هر جا * دواندى شهان را به هر سو پياده زبان بدانديش چون قفل بسته * در عزّ و دولت به رويش گشاده چو تاريخ مولودش از عقل جستم * به تعظيم گفتا كه « با بختزاده » كتابخانهء قاضى محمد عارف در تاريخ 1024 قاضى محمد عارف ولد امجد ارشد اخوند مولانا صادق است . مشار اليه قاضى عسكر عساكر نصرت مآثر و پادشاه زمان ولى محمد بهادر خان بوده از فنون علوم باخبر و از جميع فضايل و هنر بهرهور بود . و در علم حديث و تفسير بىنظير و در فن نحو و كلام بر وجه تمام . شروح و رسايل در اكثر مسايل بسيار است . يكى از آن جمله كتاب « حصن حصين » را ترجمه كرده . مير حاج كه محمل كش شام سواد سخن و قافله سالار اهل فن بوده در تاريخ تمامى كتاب ترجمهء « حصن حصين » كه عبارت از احاديث حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و سلم است و اين كتاب مدينهء فضلا بلكه كعبهء علما است چنين فرموده : تاريخ قاضى دين پرور شرع آنكه هست * خاك درش سرمهء عين اليقين نادره سنجى كه بود گاه فهم * عقل كل از خرمن او خوشهچين ز اهل درايت نسب او بزرگ * در ره دانش حسب او گزين عارف كامل به قوانين شرع * قاضى عامل با ساليب دين از اثر بخت سعادت نشان * آمدش الطاف الهى قرين حصن حصين جزرى را تمام * ترجمهء كرد چو ماء معين ترجمهء سر به سر اسرار غيب * چشمگشا سَرّ الهى بوبين هر الفى راست به چشم شهود * ميل كش ديدهء ديو لعين عقل رقم زد پى تاريخ او * « ترجمهء كلى حصن حصين »