مير سيد شريف راقم سمرقندى

188

تاريخ راقم ( فارسى )

گلو را كه پيچيد بىجان كمند * چو افعى رسانده گلو را گزند چنان خون ز رگهاى جان دركشيد * كه جان از بدن در عدم آرميد اتاقه بفرق يلان گشته آل * ز خون در شفق همچو سركش هلال برآمد چو از كوس روئين خروش * يلان را زد از استخوان مغز جوش يلان چون خروسان جنگى مست * ز خون گشته گلگون سر و پا و دست از آنجا كه تصوّر باطل در دماغ ولى محمد خان راه يافته بود كه كثرت لشكر مور را با موكب سليمان چه شمار و به بطلان اعتقادى كه هجوم نجوم و سيّاره را در پيش آفتاب نيزه گذار چه قدر و چه اعتبار چون اين دغدغه در نهاد خان مىگذشت منصوبهء عكس روى داد كه پاى صبر از ذيل طاقت بيرون آورده قدم به وادى فرار نهاده روى بازگشت به جانب سمرقند نماند كه بعضى افعال نامرضى از خان واقع شده امثال قتل بعضى از امرا و تكليف مطالب از فقرا و دست تغلّب بر ساير رعايا و رنجه خاطر شدن اكابر و اشراف و اتفاق نمودن مشايخ و موالى بر خلافت خان بنابر اين همه نااعتمادى كه در ماوراء النهر داشت توجه خاطرش به ملك عراق اتفاق افتاده و با اين همه اساس ، پناه به شاه عباس برد . در تاريخ 1020 در اوايل شهر رجب خان عاليشان ولى محمد خان و جانى محمد خان بن يار محمد خان با سپاه تام و تمام بمملكت عراق و خراسان و جميع لشكر هزيمت اثر اوباش قزلباش را به طلب ماوراء النهر آورده در كنار ولايت سمرقند بر لب كولاب ماغيان كه از ناحيت ولايت مذكور است نزول اجلال فرمود . خان جم فرمان امام قلى محمد - بهادر خان تيغ جرأت بر كف نهاده بر سمند غيرت نشسته و توكل با پروردگار جزو و كل كرده و دعا و مدد از ارواح طيّبه و استعانت از باطن اعزّه طلبيده از ولايت سمرقند با سپاه بيرون از چون و چند برآمد . در همان تاريخ حضرت قطب الاقطاب اعظم اعاظم خواجه هاشم قدّس سرّه درين دير پرآفات در وهلهء حيات بودند . خان كشورستان از حضرت ايشان استدعاى فاتحه نموده و استمداد خواسته و آن حضرت فرمودند كه ظفر در لشكر فيروزى اثر تو خواهد بود . خان صاحبقران از اين اشارت با بشارت تسلى يافته و غيرت پادشاهى زياده گرديد . در كنار كول ماغيان دو پادشاه عاليشان را تلاقى صفين روى داد . به جنگ و جدال بىاهمال متوجه گرديدند .