مير سيد شريف راقم سمرقندى
2
تاريخ راقم ( فارسى )
است گفته و جماعتى از شعرا وصف و يا وصف نام و نام منزل و يا زمان و يا مكان و يا اوصاف كثيره و غيره آوردهاند و گاه چنان لفظى آرند كه همان لفظ تاريخ تولّد شود و لفظ ديگر تاريخ وفات همان كس گردد و گاهى آرند كه دلالت بر مدت عمر داشته باشد . احسن تاريخ آنكه به طريق تعميه ادا يابد و اين نيز از قواعد معما تواند بود و ليكن در تاريخ فوت طريق اسقاط نيكوتر است و بعضى به طريق تبديل و يا تركيب و جمعى به طريق تشبيه نوشتهاند . راقم اوراق تواريخ كثيره از ظهور صاحبقران امير تيمور گرگان تا سنهء كذا هجرى كه سال اختراع سواد است ايراد مىنمايد و اينكه هر يك به كدامين طريق مذكوره ادا يافته بر ناظران و نازك خيالان مستمع وامىگذارد . تاريخ وفات سلطان ابو سعيد كه آخر پادشاهان چنگيز خانى است سلطان ابو سعيد ابن خداى بنده سلطان ابن ارغون خان ابن هلاكوخان ابن تولى خان ابن چنگيز خان بعد از وفات پدران نيكبخت خوشاختر بر تخت كامرانى و به سرير شادمانى متمكن شد و هماى بلند پرواز دولتش سايهء اقبال بر سر اهل سعادت انداخت و از ابر شمشير آبدار گوهربار شرركردار برق آثار از ارض روم تا كنار جيحون محيط گشت . سكّه از نام نامى او مزيّن و چوب منبر از اسم گرامى او چون نخل وادى ايمن شد . امّا هنوز از ثمرهء شجرهء كامرانى مذاقش شيرين نگشته بود كه تلخ كام در ايّام جوانى از اين جهان فانى به رياض جاودانى رحلت كرد . خواجه سلمان در مرثيهء او نوشته : نظم گر بنالد تاج سوزد بخت كى باشد بعيد * در زمان دولت سلطان عادل بوسعيد و عزيزى در تاريخ رحلت سلطان گويد : قطعه ثالث عشرين ربيع الاخر اندر نيم شب * هفتصد و سى و شش از هجرت به حكم كردگار شاه عادل و العلى و الحق و الدين بوسعيد * شد ازين دنيا ملول و كرد جنّت اختيار با هزاران ناله و زارى خطاب آمد زچرخ * كاى خداوندان جاه الاعتبار الاعتبار بعد فوت سلطان كه تاريخ 736 است چرخ بوقلمون ، انقلاب در مملكت انداخت چون وليعهدى نداشت كه بر مسند خانى و مستقرّ جهان بانى قرار گيرد بالضرورت هر سردارى