مير سيد شريف راقم سمرقندى
165
تاريخ راقم ( فارسى )
وداع است اين رباعى را انشا نموده و روح در قالب معنى دميده : رباعى عرفى دم نزع است همان مستى تو * آخر به چه بار بار بربستى تو فرداست كه دوست نقد ديدار به كف * جوياى متاع است تهىدستى تو از نتايج طبع اوست ديوان غزل و مثنوى خسرو و شيرين و مثنوى عرايس ابكار در جواب مخزن الاسرار و ديوان قصايد و مقطعات و رباعيات . تاريخ وفات خواجه حسن ثنايى خواجه حسن ثنايى اصل او از ولايت مشهد مقدس است كه طوطى طبعش را ميل شكرخايى هندوستان شده و طاووس همّتش در هواى سير هند بال افشان گرديده ، نشو و نما در آنجا يافته و آينهء خاطر صفامآثرش مهرانجلا بلكه چون جوهر عقل به درجهء اعلى رسيده . در حضور شهنشاه سپهر جايگاه انجم سپاه اكبر پادشاه تقرّب و اعتبار تمام و عزت لا كلام داشته . اكثر در صحبت بهشت آئين بهجت قرين خاطر نشين بوده . چون دار بىمدار دنيا جاى مأمن استقامت نيست در تاريخ 999 طغراى كتاب اعمالش به صحيفهء اختتام رسيد و مزار او در ملك هندوستان است . ديوان غزل و قصايد بين الانام اشتهار تمام دارد . تاريخ عمارت حوض معين الفضلا محبّ العلماء مربى الفقراء مغفورى حاجى بىاتاليق از مردم دورمان بود . پدر كلان او امير اوروس بىاتاليق نوّاب عدالت نشان شاه بيك خان است . مولد و موضع او قوق قورغان است كه از قراى نواحى لب درياى سيحون است ، محاذى اوترار و تركستان است . امير مذكور اول اتاليق نوّاب عباد الله سلطان بوده . بعد از شهادت سلطان نوّاب عبد اللّه خان او را اعتبار داده تا آنجا كه حاكم دار الملك ولايت سمرقند فردوس مانند گرديد . مدّتى سمند حكومت در ميدان عدالت مىراند و عنان اعيان ولايت جنّت نشان در قبضهء تصرف و تدبّر او مىبود و سركشان ملك گردن از فتراك انقياد او بيرون نمىكردند . در تاريخ نهصد و نود و نه در ولايت مذكور حوضى عمارت فرموده به هيأت تربيع كه