مير سيد شريف راقم سمرقندى
164
تاريخ راقم ( فارسى )
رباعى آنها كه محيط فضل و آداب شدند * در حل دقيقه شمع اصحاب شدند ره زين شب تاريك نبردند به روز * گفتند فسانهها و در خواب شدند يكى از شعراى زمان و ظرفاى دوران تاريخ وفات آن بلاغت ترجمان فصاحت بيان را چنين فرموده : تاريخ سال فوتش من از خرد جستم * گفت تاريخ او « سخنور نيك » تاريخ وفات مولانا عرفى افتخار الشعراء ، افتقار الفضلا ، مولانا عرفى شيرازى نهال افضالش از آب و هواى آن زمين به درجهء كمال رسيده گلهاى اعزازش تربيت از نسيم فرح افزاى شيراز يافته ، در مثنوى عرايس الابكار معانى به صد رنگ در پردههاى الفاظ به جلوه درآورده و از عبارات قصايد حديث ترجمة الشوق به سامعهء اهل ذوق رسانيده و از گلبانگ غزلسرايى ، عندليبان شيراز را بىبرگ و نوا ساخته و از روانى چهار جوى رباعى ، صافى طبعان ابحار اشعار را در كشتى چارموجهء حيرت انداخته از ملك ايران روى توجه به صوب هندوستان آورده در مجلس جلال الدّين اكبر پادشاه وارد شده و با شعراى معتبر امثال شيخ فيضى و شيخ ابو الفضل و خواجه حسن ثنايى و غيره مشاعره كرد . جمع فضلا استحسان فضل او كردهاند و باقصى الغايات در احترام او رعايت كوشيدهاند . اما مشار اليه را با وجود اعزاز از صحبت پادشاه جمجاه اعراض كرده . هر چند تكليف واقع شد تكلف نمودهاند . بالأخير پارهاى از جهت مولانا ارسال داشته . مشار اليه بر بالاخانه نشسته بود . هر چند احسان ظاهر كردهاند اقبال ننموده و اين رباعى را به بديهه انشا كرد : رباعى عرفى دل ما كيش دگرگون نكند * در يوزه بجز درون پر خون نكند [ كذا ] سامان بهشت اگر ازين كوچه كشند * اميد سر از دريچه بيرون نكند امّا هنوز نهال فضل و افضالش بر وجه كمال مثمر نگشته بود كه از صرصر فنا در حدود 998 درهم شكست و مطلع حياتش به مقطع ممات پيوست . در حالت انتزاع كه هنگام