مير سيد شريف راقم سمرقندى
163
تاريخ راقم ( فارسى )
تاريخ فوت ملا مشفقى شاعر املح الظرفاء افصح الشعراء ، ملا مشفقى المروى ، مشار اليه منشأ و مولود از مرو شاه - جهان است و از مردم اعيان آن مكان است . مرويست كه ولايت مرو از بلاد خراسان و از اقليم چهارم است و حصار آن را اسكندر ذو القرنين بنا كرده و زمين آن ولايت به غايت ريگزار و هموار است و بسى از علما و فقها و بسيارى از مشايخ و اوليا در آنجا بودهاند و حكيم ابوزرجمهر نيز از آن ولايت است و ابو اسحاق تالقانى گويد كه در ولايت مرو در موضعى نشسته بوديم كه با جمعى از ياران كهنه ديوارى كه با بناى خراب عالم هم دستور و توأم بود از پاى درافتاده بر سر او رسيديم كه كلهء آدمى از آنجا بيرون آمد ، در غايت بزرگى يك دندان ريخته او را كه كوچكترين دندانهاى او بود وزن كردند . دو من شرعى بود واللّه اعلم . امّا مشار اليه مدتى در بلدهء سمرقند به ملازمت نوّاب سلطان سعيد خان به منصب كتابدارى قلمرو او سرافراز بود و شيرازهبندى اجزاى صحبت خان عاليشان از امثال و اقران چون عنوان رسايل ممتاز مىبود . بعد از وفات سلطان رفيع الدّرجات عمرى در فاخرهء بخارا رفته ، به خدمت صاحبقران زمان عبد اللّه خان عزّت يافته و قصايد غرّا در مدح شاه خورشيد جاه انجم سپاه انشا كرده بل يد بيضا نموده . اما در هجويات گوى تفوق و مسابقت از اقران بلكه از تمامى عالميان برده و كسى نمانده كه ناوك الماس هجو او هدفوار بر جگر نخليده و زهراب هجاى او را دمادم نچشيده . از علم حكمت چون جالينوس باخبر و در باب هيأت چون بطلميوس بلند اختر و در فن قرعه و رمل چون صاحب طالع بهرهور . از آن جمله در علم جنيّات چندى مىدانسته كه عقل عقلا از تصور او عاجز و ذهن اهل ذكا از تعقل او قاصر و عاطل بود و چنانچه اگر شخصى را از حوادث روزگار مشكلى در كار او افتادى نزد مشار اليه آمده او را معلوم كردى ، آن كس را فرمودى بيتى و يا رباعى برخوان آن شخص برخواندى بعد از ساعتى مشار اليه بىدستيارى قرعه و كتاب در جواب بيتى خواندى همان طورى كه مضمون آن بيت است . بديهه نتيجه دادى و اصلا تخلف نكردى . تصنيفات و تأليفات او بدين موجب است ، ديوان غزل و ديوان قصايد به نام سلاطين و هجويات و مثنوى مسمى به گلستان ارم و نظم حسن و دل . امّا زمانى كه شيرازهء اجزاى كتاب عمرش از هم گسست و اوراق حواس پنجگانهاش چون طالع صحايف چهار عنصر مجزا گشت در حدود 996 به نداى كريمهء « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » به جوار رحمت ايزدى پيوست و دم از گفتگو دربست و در ولايت فاخرهء بخارا در جوار فيض آثار حضرت شيخ جلال مدفون گشت .