مير سيد شريف راقم سمرقندى
145
تاريخ راقم ( فارسى )
ز مكه سال سفر كردنش به سوى بهشت * نوشت كلك قضا « هجرت رسول اللّه » تاريخ خانقاه جلال الدين اكبر شاه در همان تاريخ 985 پادشاه عدالتگستر و شاهنشاه رعيتپرور جلال الدين اكبر خالصا لله خانقاهى بنا فرمود . آوازهء بزرگى و رفعتش صدا در گنبد نه توى فلك انداخته و سرير بلبل صرير دروازهء فيض پذيرش زبان ثنا به تسبيح يا مفتح الابواب گشاده فرش ساحتش از سجدهء اهل طاعت چون خشت آئينهء روشن و مصفاى . ابروى پيش طاقش اهل محراب را چون ماه نو انگشتنما . از براى اين عمارت عالى شيخ فيضى بستى تاريخ نيكو گفته : تاريخ اين خانه كه سوده بر چرخ سرش * فرمود بنا پادشه بحر و برش تاريخ بناست « خانقاه اكبر » * « دروازهء خانقاه » تاريخ درش تاريخ فوت خير حافظ در عهد سلطنت عبد الله خان خير حافظ كه در فن موسيقى يكتا و در حسن صوت بىهمتا نغمات او روحافزا و از آئينهء دلها زنگزدا بود و به الحان داودى هرگاه كه آهنگ راست مىنواخت آهن دلان را چون عشاق بينوا موم صفت مىگداخت . در حصار بخارا نزد كوچك و بزرگ صاحب آوازه بود و جلاجل عزتش در دايرهء مغنّيان بىاندازه . آخر الامر فلك مشعبد بيك شعبده از اوج عزت به حضيض مذلت انداخت و ساز زندگانيش را به يك مضراب بىآهنگ ساخت . نواب عبد الله خان به اندك جريمهء كه ازو صادر شده بود به قانون سياست در شهور 981 تركيببند چهارگاه عنصرى او را مقام بلند دار فرمود . مولانا مشفقى تاريخ وفات او را در پردهء نغمهء « خير حافظ بردار » رقم كرد ظاهر است كه به اسلوب تعميه در صورت تحليل حرف با را از لفظ بردار از ادات اسقاط است مقصود حاصل شود 982 . در ملك هندوستان يكى از علما كه علامهء وقت خويش بود معلم قضا ، حواس پنجگانه او را از مطالعه كتب عالم كون تعطيل فرموده و روح مجردش چون مسيحا بر صفحات سموات گذشت . و در همان تاريخ مدبّر قضا روزنامهء اعمال يكى از عمّال را در نوشت . شيخ فيضى كه برادر ابو الفضل است تاريخ هر دو را به تغيير لفظ يك تاريخ لايق نوشته :