مير سيد شريف راقم سمرقندى

103

تاريخ راقم ( فارسى )

نازكى طبع يكتا و در حدّت ذهن و ادراك بىهمتا بود . ديدهء اهل خرد را مردم و سپهر ادراك را پرتو انجم ، جواهر الفاظ نظمش چون عقد پروين منظم و روشن و لآلى عباراتش در شوخى با نسر طاير هم‌پرواز . يك گلشن در بوستان مثنوى از سرودهاى مصرع چهرهء شاهدان معانى مىگشود و در گلستان غزل از مضمونات تازه گلهاى بىاندازهء رنگارنگ مىنمود . چهار چمن رباعى از زلال روان طبعش در تازگى و گلزار مخمس از شش جهت در هفت اقليم در مقام بلند آوازگى چون عندليب خوش نوا را بهار حيات به صرصر خزان رسيد در دويم ماه برات در شهور 923 نامهء اعمال او را مزّين به توقيع امجد « برات من الله تعالى » گرديد . جهت ضبط سال و ماه بلبل طبع ميرزا ابراهيم سلطان از منقار خامه اين ترنم آغاز كرده : چون آصفى آن چشم خرد را مردم * در ابر اجل گشت نهان چون انجم پرسيد دل از من كه چه آمد تاريخ * گفتم « ز برات آمده روز دوم » ديگرى از فضلاى زمان تاريخ چنين فرموده : آن دور كه آصفى به هفتاد نهاد * هفتاد تمام كرد و از پاى فتاد تاريخ وى از عقل و خرد جستم گفت * پيمود ره بقا به كام هفتاد تاريخ وفات اميدى ملّا اميدى مدّاح سلاطين . . . مولد او قصبهء طهران است . آبا و اجدادش رئيس و پيشواى آن ولايت‌اند . اسم او در اصل مسعود است . طهران از اعمال ولايت رى مىباشد و گويند رى شهر قديم است آن را رازبن خراسان كه از ملوك فرس است بنا كرده . اصحاب تواريخ گفته‌اند كه بكرّات اين شهر از قتل عام و زلزله ويران شده باز عمارت يافته . بناى اول او در زمان حكومت ابو جعفر دوانقى است . او عمارت كرده بود . اما اميدى از زمان دولت شاه طهماس تا ايام سلطنت شاه اسماعيل در ملك خراسان به منصب ملك الشعرايى سرافراز و ميان اقران ممتاز بود . آن سپهر مرتبه در اقليم چهارم بين الامثال چون خسرو سيارگان است و آن فلك‌رتبه را ارتفاع دانش به درجه‌اى است كه انورى را چون بدر جاجرمى در حضيض چاه خسوف نادانى انداخته و هلالى كه اقتباس انوار فيض از آن خورشيد آسمان كمال دارد ، در شهرها انگشت‌نما گشته . سواد مطالع