مير سيد شريف راقم سمرقندى
100
تاريخ راقم ( فارسى )
زمانى كه خواجه شهاب الدين ابن خواجه شمس الدين را ايام حيات سرآمد آفتاب زندگانيش ميل غروب كرد . در شهور 922 بود در صدر اعلى عليين با زمرهء « إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ » مصاحب گشت . ميرزا ابراهيم امينى در تاريخ خواجه گفته : تاريخ مخدوم اهل علم پناه جهان فضل * دردا كه كوكب شرفش در و بال رفت در لوح دل نويشت امينى بدود آه * تاريخ آنكه « قدوهء اهل كمال رفت » ذكر تاريخ وفات حضرت مولانا محمد قاضى قدّس سرّه مقرب حضرت ربّانى ، برگزيدهء افراد انسانى ، ممتاز در شيوهء مرتاضى مولانا محمد قاضى . آن حضرت از آنجا كه دست ارادت به ملت محمدى داده و پاى اطاعت از جادهء مستقيم شريعت بيرون ننهاده و از محكمهء استوار عدل به سوى آن آگاه دل عدول ننموده ، از مريدان اكمل اوليا و اكرم اصفيا و افضل اتقيا واقف اسرار إله حضرت خواجه احرار عبيد الله است قدّس سرّه . وفات مولانا بنّايى مولدش در ولايت هرات است . والد او چون معمار بود از اين جهت بنّايى تخلص كرده خود نيز اركان قصر سخن را استاد ماهر است . دست قدرت تا رنگ كارخانهء گيتى ريخته مانند او بنّايى در اساس سلطنت بنياد لفظ كسى نديده و مهندس فطرت در زير طاق سپهر مقرنس چنين استاد در قواعد معنى نشنيده . استخوانبندى اجزاى الفاظ را چالاكى چون او نگذشته بنيان قاعدهء ابيات هيچ گلدستى مانند او دستور نبسته در زمرهء فضلا به صحبت سلطان حسين ميرزا دايم الاوقات مىبود . بنابر امر ناملايمى كه قياس به جناب امير كبير مير عليشير واقع گرديده بود از آنجا عزيمت ماوراء النهر كرده به خدمت سلطان على ميرزا كه والى سمرقند بود تا آن زمان كه شيبانى محمد خان بر آن مملكت استيلا يافت مولانا را به منصب ملك الشعرايى سرافراز گردانيد . از آنجا با همراهى خان عاليشان متوجه خراسان شد . باز بنابر امور نامرضيه كه از مشار اليه حادث گرديد بالضروره به جانب ماوراء النهر رجعت نموده بعد از شهادت شيبانى خان به مملكت خراسان شاه اسماعيل مستولى گرديد . نجم ثانى كه دستور اعظم او بود به جانب ماوراء النهر فرستاد .