مير سيد شريف راقم سمرقندى
99
تاريخ راقم ( فارسى )
تاريخ سيد آن سلطان على عالى نسب * آنكه ميگفتش خرد ز اهل يقين مير را چون خواب بينى شيوه بود * سال فوت اوست « مير خواببين » فوت مولانا رياض مولانا رياض از زاوه است . زاوه قصبهاى است از ولايت خراسان در زمان پادشاه عاليجاه سلطان حسين ميرزا به قضاى آن قصبه اشتغال داشت و به حكم نافذ نزاع از ميان چهار عنصرى برداشت . بعد از سلطان حسين ميرزا چند وقت ديگر در خدمت شاه اسماعيل بود . بامر او تاريخ فتوحات زمان او را در سلك نظم انتظام مىخواست دهد . هنوز كتاب به اتمام نرسيده بود كه شيرازهء دفتر حياتش از هم گسسته گرديد و اوراق زندگانيش در شهور 921 به باد فنا رفت . سنّ مشار اليه به هشتاد رسيده بود . اين دو بيت از آن تاريخ فتوحات است كه در تعريف كوه واقع شدست . مثنوى عقابش ز حد فلك برده كام * پلنگش ز خون شفق خورده شام فلك سبزه رسته به پيراهنش * شفق دشتى از لالهء دامنش ذكر وفات خواجه شهاب الدين خواجه شهاب الدين ابن خواجه شمس الدّين مرواريد كه از جواهر استعارت ترصيع الكمالات بود در بارگاه عرش توأمان سلطان حسين ميرزا تا زمان سلطنت ميرزا بديع الزمان رسيد . خلل در مملكت خراسان راه يافت ، خواجه انزوا منزل گزيدهاند . گويند مشار اليه از راستى راى از روشنى ضمير مهر انجلاى همچون تير شهاب زير چرخ مقوس نشان مىدادى صدر عاليقدرى در وجه مرتبه و بلندى رتبهء نيز اعظم كه مسندنشين چهار بالش عزّت است چون حلقه بر در آستانش بوسه مىزدى ، صاحب تفرّسى كه از روى فراست ما فى الصّدور را هر سليم القلب چون تمثال آئينه روشن ديدى . بيت اى آشيان حضرت تو كعبهء جلال * صدر سپهر رفعت تو مصدر كمال