ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

702

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

ملوك را با رعاياى شهر و بلوك فرق نگذاشتى و با اعلى و ادنى به طريق جسارت و خشونت سلوك مسلوك داشتى . در هنگام احضار ، سردى و خشونت بسيار نمود و نصايح مشفقانهء وزير امور دول خارجه و غيره بر عدم بردبارى او افزود . پس از استسعاد به بارگاه خلافت ، رفتارى كه از فرط جسارت و بىشرمى به عمل آورد ، كلك فصاحت قرار را از اقرارش آزرم است و گفتارى كه با عدم ضراعت از روى بىشرمى بيان كرد ، مؤلّف را از بيانش شرم . اعليحضرت شاهنشاه دانا ، كه ذات همايونش سرشته از جوهر شرم و حياست ، درشتىهاى او را به نرمى جواب فرمود و سردىهاى وى را به گرمى التفات نمود . باريافتگان بارگاه فلك دستگاه ، هر قدر به اشارات خفيّه و جليّه [ 400 ] منعش كردند ، سودى نداد و تا آن‌كه بعد از سپردن نامهء ايمپراطور و ظهور تفقّدات نامحصور شاهنشاه مروّت گنجور عود به منزل را پاى برگشاد . حضرات امنا و وزرا مجالس متعدده ترتيب دادند و به مقام « اكرم الضّيف و لو كان كافرا » پاى نهادند . چون از امناى دولت روس مأمور بود كه شروط فصول عهدنامه را به عمل آرد ، لهذا از ابتدا خواست كه قرارى در فصل سيزدهم ، كه در باب اسراى قديم و جديد مرقوم شده ، گذارد . از اين‌كه از قانون ايران و تعصّب دين‌دارى ايرانيان بىخبر بود ، لهذا اسيران گرج و ارمن را ، كه از قديم الايام در حرم محترم دولت و ارباب شوكت و اكثرى ذات ولد بودند ، از فرط حماقت ادعا مىنمود . دو نفر از گرجيهء مسلمه را كه در سراى جناب آصف الدولة العليّه اللّهيار خان قاجار ساليان دراز بودند ، خواست و درخواستن آنها هنگامه‌ها آراست . جناب معزى اليه به توهّم اين‌كه هرگاه از در مضايقه درآيد ، شايد از آن مضايقه رخنه [ اى ] در سدّ سديد موافقت دولتين عليّتين گشايد و اين جرم بر جنايات سابقه افزايد ، لهذا بلا مضايقه هر دو را تسليم كرد و از لا و نعم دم در نياورد . يعقوب نامى كه از اراذل ارامنهء ايروان و در سلك عامّهء خواجه‌سرايان حرم با عزّ و شأن بود ، چون مبلغى از مال ديوان بر ذمّه داشت ، بنابرآن از مطالبهء وجه انديشه و نمك به حرامى را پيشه نموده ، از زشتى سرشت ، روى زشت از كعبه به كنشت نهاد و « 1 » سفير بىحيا او را تصاحب كرد و دعاوى ديوانيان را با او محوّل به دار الشرع روسيه مىآورد .

--> ( 1 ) . مجلس : - « و »