ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1142

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

سماعيل خان آن يل بندپى * وطن مفتخوان و مكان ملك رى همش امّ درخشنده گوهر بنام * مهين دخت شاهنشه كى مقام به ايوان فروزنده اختر ببين * به دامان درخشنده گوهر ببين زحل طالع آن گزين نام دان * خداوند آن خانه بهرام دان به شغل وزارت دليلش قوى است * و گر بگذرد زان ندانم كه چيست ز دنيا و دين بهره دارد بسى * درين دو نظيرش نديدم كسى [ 615 ] به نام و لقب شد نظير نيا * نيايش ز فردوس در هر حبا سزد حوريان بهشتى سرير * كه از فوق آيند يكسر به زير دهندش ز دل طعمه وز جان خورش * تنش يابد از آن خورش پرورش بود نور ظاهر به پيشانيش * كند حور گهواره جنبانيش رخ او ز گهواره تابان بود * چو مهرى كه از چرخ رخشان بود بود زهره چون مهره در مهد او * به بازيگرى شهره در عهد او دو چشمان دو هندوى غريد مست * دو لب چون دو مى خوارهء بت‌پرست نه كاكل كه دارد كه شرف از سرش * كه باشد ز خوبى به سر افسرش سه مه بيش از سال پنجاه و چار * به شه زينت عرصه روزگار ز مسعود نيكى به از مشترى * چو بشنيد ميلاد او خاورى به تاريخ او شد چنين باخبر * به جاه فريدون بود خانلر خدايا تو اين پور فرّخ نهاد * كه دارد ز نسل سلاطين نژاد جمالش بيفزا به جاه و به مال * نگهدارش از رنج عين الكمال تاريخ ولادت ميرزا على جهان بارگاهى و كيهان خداى * در آن آفريده بسى دستگاه خوش آن دستگه اندرين بارگه * زهى دستگاه و خهى بارگاه بود دست قدرت چنين كارساز * كه خاك سيه منبت هر گياه