ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1143
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ز يك قطره بحرى كند آشكار * و زو منشعب هرچه نهر و مياه پديد آورد خسروى تاجبخش * نكو نام فتحعلى پادشاه و زو شعبه شعبه كند سروران * برازندهء بخت و تخت و كلاه غرض زين مقالات ذات كسى است * كه شد تازه ظاهر درين بارگاه ز دخت همايون آن شهريار * يكى پور آمد سزاوار گاه چه دخت آن درخشنده گوهر كه هست * به رخشندگى غيرت مهر و ماه مر آن پور را شد پدر سرورى * كه ذاتش شريف است بىاشتباه سَمُعيل خان آن يل بندپى * دبير سزاوار درگاه شاه ز قولش يكى گفته دفع فتن * ز كلكش يكى نكته عفو گناه ز يك لشكر او نظم چندين ديار * ز يك عزم او فتح چندين سپاه يكى گويد و فارغ از كاينات * يكى جويد و عارى از ماسواه زهى تازه مولود فرّخ حسب * پدر بر پدر سرورى جايگاه ز اقبال او پشت گردون نگون * ز انوار او روى انجم سياه يكى رود و مر قدسيان را درود * يكى طفل و مر عاقلان را پناه طربزاى از گريهء هاىهاى * فرحبخش از خندهء قاهقاه [ 616 ] به جانها نهد پاى از يك قدم * به دلها كند جاى از يك نگاه ز رويش كه آثار لطف خداى * ز چهرش كه آيات مهر إله بود مهر را چهره اسود چو قير * بود ماه را جبهه اصفر چو كاه بود ظاهر از جبههاش كز شرف * به پايش گذارند عالم جباه على گشت نامش ز مام و پدر * به قدرش يكى هست نامش گواه مهى پنج مانده به پنجاه و هفت * بشد زينت دامن مام و داه به تاريخ او زد رقم خاورى * سمى به اعلى گشت روحى فداه « 1 »
--> ( 1 ) . مدايح دوگانه فوق در تذكره خاورى نيامده است .