ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1116

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

چون به ايوان جاى بگزيند فريدون سيرتى * چون به يكران پاى بگذارد تهمتن پيكرى است چهره‌اش رخسار دولت را مبارك غازه [ اى ] * قامتش بالاى شوكت را همايون زيورى است پور شاه عالم و اعظم ز هر فرماندهى * مهر صدراعظم و اعلم ز هر دانشورى است زينت ايوانش از برج صدارت كوكبى * زيور دامانش از درج وزارت گوهرى است آن‌چنان گوهر كه مهرش در صدف چون غازه [ اى ] * آن‌چنان كوكب كه ماهش از شرف چون معجزى است [ 603 ] مهر رخشان آستان عصمتش را پرده‌اى است * ماه تابان پرده‌دار عفّتش را چادرى است پيش از ايجادش ز نادانى همى گفتى جهان * يك شعيب آمد كه او را چون صفورا دخترى است از ظهورش تاكنون انگشت دارد در دهان * كاين صفوراى دگر بل ار صفورا برترى است دخترى بلقيس فطرت از نژاد آصفى * كاين زمان چون آن سليمان حشمت او را شوهرى است هم سعادت در سعادت هم شرف اندر شرف * عارض ذاتش معاذ اللّه چو ذاتش جوهرى است يك سعادت اين‌كه صدر اعظمش باشد پدر * ديگر اين كاينك عروس شاه قيصر چاكرى است يك شرافت از همايون شاه و اين هم يك شرف * كز رحم در دامنش اكنون همايون منظرى است