ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1117
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
حبّذا فرخنده مولودى ملايك سيرتى * هم به صورت هم به سيرت از ملايك برترى است اين مسيحايى كه شد فخر كنار مريمى * وان چو حورايى كه زيب دامنش غلمان فرى است چهرهاش خورشيد رخشانى ، جبينش زهره [ اى ] * قامتش طوبى رعنايى ، دهانش كوثرى است امّهات سفلى و آباى علوى را كجا * شبه اين اميد فرزندى ز بطن مادرى است از پدر سلطاننژاد است و ز بطن آصف نهاد * راستى بر اصل پاكش اين دو نيكو محضرى است چون ملكشاه و نظام الملك او را هر دو جد * بىنظير اقليمگيرى ، بىبدل دانشورى است عمّ او محمود شاه آمد كه در ملك جهان * دين احمد را ز انصاف همايون ياورى است شد شفيعش نام و صدر اعظمش آمد لقب * زانكه اين نام و لقب ميراثش از نامآورى است شد چو از برجى همايون كوكبى سعد آشكار * وز فروغش گشت روشن هر كجا بام و درى است از براى سال تاريخش رقم زد خاورى * اين همايون كوكب برج همايون گوهرى است اى همايون شه خداوند جهان را كن سپاس * زانكه از صلب جهانآرا چنين نامآورى است فخر كن بر نونهالان رياض سلطنت * چون ترا در باغ ملك از جمله شيرين برترى است