ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1114

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

مؤلف را قصيده [ اى ] در تهنيت ميلاد اين مولود مسعود ، مشعر بر تاريخ ولادت به جهت يادگار در اين صحيفه ثبت افتاد : زين همايون عهد در مهد فراغت كشورى است * كشورى در مهد آسايش ز عدل داورى است بر سر هر پير زالى زيورآگين مقنعى * در كف هر ديوزادى گوهرافشان ساغرى است از عدوى ملك شه گر بر كف حسرت كفى * وز حسود جاه او گر بر سر زانو سرى است [ 602 ] در دعاى دولت ار دستى برون از آستين * از گلوى شيشه‌گر خونى روان از خنجرى است در جهان حسن اگر در ساحتى خونخواره [ اى ] * در ديار عشق اگر در عرصه [ اى ] شور و شرى است مفسدى كاو در شمار آيد نيابى در جهان * ور بود بالفرض چون جذر اصم كور و كرى است اين خوشى و ايمنى كاندر جهان دارد ظهور * از ظهور عدل داراى عدالت گسترى است مايهء فتح و ظفر فتحعلى شه آن‌كه فتح * با همايون نام او شيرى عجين با شكّرى است هم حريم حرمتش را عرش فرش كهنه [ اى ] * هم عقاب پيل‌كش را چرخ صيد لاغرى است بزم را جمشيد جامى ، رزم را كيخسروى * عدل را نوشيروانى ، شرع را پيغمبرى است كاخ را جود آفرينى خود را رونق دهى * دشت را رزم‌آزمايى ، رزم را زورآورى است