ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1072

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

صبيّهء مرضيّهء قهار قلى ميرزاى ، خلف شاهرخ شاه افشار است و حسبا و نسبا اميرزادهء والاتبار ، مراتب جمال و كمال را در وجود مسعود جمع كرده و ازين جمع ، تفرقهء اهل جهان را اجماعا به شگفتى آورده است . در مراتب شكل و شمايل با پدر بزرگوار خود مقابل است و پدر بزرگوارش نيز با خاقان مغفور متماثل . در بدايت سن طفوليت ، عندليب بزم خاقان جنّت مكان بوده ، از فرط ملاحت و صباحت ، لحظه به لحظه هوش از خاطر همايون مىربوده [ است ] . شعراى ركاب ، قصايد غرّا در تعريف و توصيف او مىپرداختند و خود را به اين وسيله منظور نظر اعلى مىساختند . چون سركار وليعهد جنّت صدر « 1 » را با نوّاب ظل السلطان محبّتى خارج از مرحلهء عاشقى حاصل و ملاقات آن برادر از جان بهتر را پيوسته طالب و مايل بود ، لهذا اميرزادهء معزى اليه را به سبب وفور شباهت به پدر بزرگوار از صاحبقران تاجدار تمنّا نمود . از بدايت تا نهايت در ملك آذربايجان در خدمت عمّ جلادت‌نشان به سر مىبرد و طريق رضاجويى آن حضرت را با اقدام و اهتمام مىسپرد . پس از چندى به شرف مصاهرت آن سركار مشرّف گشت و چون مخدّرهء معظّمه‌اش از بطن مكرّمهء والدهء شاهنشاه معظّم - خلّد اللّه ملكه - بود ، صيت افتخارش از كعبهء دوّار درگذشت . چندى متدرّجا به حكم وليعهد مغفور در ولايات قراچه‌داغ و اردبيل و دار الامان كرمان حكمرانى كرده و از فرط محاسن رفتار ، سر به نيكنامى برآورده است . در فنون مهندسى و اطلاع از مشق نظام و اكثر فنون سپاهىگرى ، مهارتى كامل دارد و اكنون اوقات شريف را در ولايت قزوين به فراغت مىگذارد . دويم : نوّاب محمد حسين ميرزا ؛ او نيز از بدايت تا نهايت در حجر تربيت عمّ بزرگوار خويش سركار وليعهد مغفرت‌كيش مىبوده و ايضا از مصاهرت آن حضرت فرق بر اوج عزّت سوده است . چون زوجهء محترمه‌اش ، همشيرهء صلبى و بطنى نوّاب نايب الاياله فريدون ميرزاى فرمانفرماى مملكت فارس است ، لهذا در اين عهد خجسته مهد مأمور به آن ولايت گرديد و از ايالت ولايت كوهكيلويه به اعلى مدارج

--> ( 1 ) . تذكره خاورى : « جنّت مهد »