ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
667
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
گذاشتهاند ، خاصّه با اين دولت پايدار كه از بدايت كار ، رسم موافقت مرعى داشتهاند . سرگور اوزلى بارونت ، ايلچى آن دولت بهيّه - از قرارى كه در جلد اول اين كتاب مستطاب تحرير شد - واسطهء صلح فى ما بين دولتين ايران و روس گرديد و پس از انقضاى چهارده سال از ايّام موافقت ، باز به سبب لجاجت سرحدداران طرفين كار موافقت به مخاصمت رسيد . بالجمله ، بعد از آنكه در منزل دهخوارقان به علت خنكى خسكى « 1 » نادان از قرارى كه نگارش يافت ، اوضاع درچيده برچيده شد و نوّاب نايب السلطنة العليه و ينارال پسقاويچ سردار دولت روسيه هريك به طرفى گراييده ، سرجان مكدانلد ايلچى مختار دولت بهيّه انگريز ، كه در سال قبل - از قرارى كه اشاره شد - به سفارت دولت عليّه آمده در دار السلطنهء تبريز متوقف بود ، بنابر رسوم خيرخواهى و مصلحتجويى اقدامى ارادتمندانه در كار موافقت دولتين ايران و روس نمود : اولا ينارال پسقاويچ را ملاقات كرد و به اين سياق حديثى با او به ميان آورد كه بعد از قلع مادّه ناپليون ايمپراطور فرانسه ، قرار دولتهاى بزرگ بر اين شد كه بدون جهت ، پاپى ممالك يكديگر نشوند و بدون دستآويزى صحيح بر سر مخالفت نروند . اين اقدامى كه دولت روس با شوكت ابد مأنوس در مخاصمه كردهاند ، موافق تصديق جميع اهالى دول ، نقض عهد به عمل آوردهاند . هرگاه عن قريب رفع آن نشود ، دولت بهيّهء انگريز ناچار است كه كل دولتهاى قريب و بعيد را با خود يار نموده ، زنگ مداخلت روس را از صفحهء آذربايجان زدوده باشد . بعد از آنكه پسقاويچ را از تكرار اينگونه مكالمات به كار موافقت راضى ساخت ، به اطفاء نايرهء غضب [ 382 ] شهريارى پرداخت . حكيم مكنيل صاحب انگريز را روانهء خاكپاى شاهنشاه صاحبقران داشت و از فقرات خيرخواهى و مصلحتجويى آنچه دانست ، به امناى دولت جاويد اركان نگاشت . مؤلّف را با خصوصيت حكيم صاحب مودّت فرجام و مناسبت مقام ، از ايراد تفصيل احوال او گريزى نيست تا آيندگان و
--> ( 1 ) . مجلس : « دال خسكى »