ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

974

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

و سى و هفت هجرى بعد از مراجعت از سفر بغداد در منزل طاق‌گراى كرمانشاهان ، نور روح لامعش به جانب رياض رضوان ساطع آمد . از قرارى كه در اصل تاريخ نگاشته شده ، در سن دوازده سالگى به ايالت مملكت فارس رسيد و پس از مدت پنج سال به حكمرانى دار السلطنه قزوين نامزد گرديد . بعد از دو سال ديگر صاحب اختيارى ولايات خوزستان و لرستان و كرمانشاهان و بختيارى و جاف و بابان به او محوّل گشت و در اندك زمانى به سبب حسن رفتار با اهالى هر شهر و ديار ، آوازه شوكت و اعتبارش از گنبد دوّار درگذشت . غزوات او در سرحد روم و روس زينت‌افزاى تواريخ روزگار است و مراتب سخاوت و عدالت و مروّت و صولت و شوكت او در السنهء جهانيان با كمال اشتهار . به مناسبت لقب خويش ، شاهد دولت هر هفت گروه را دربرگرفت و رسم قاآنى و شيوه سليمانى را با اعالى و ادانى ازسرگرفت . همّتش دستور العمل امثال و اقران بود و در ايّام حيات او هركس از امثال و اقران او به مناسبت هم‌چشمى او با جهانى ريزش مىنمود . وضيع و شريف هر مملكت از ممالك ايران همه ساله از خوان احسانش بهره‌ياب بودند و از وفور احسان‌هاى متواتره بر مراتب ارادت مىافزودند . شادروانى « 1 » كه بر رودخانهء شوشتر ساخته ، ناسخ سد سديد شاپور ذو الاكتاف است و شهرت آن شادروان كهكشان شأن ، گذشته از قاف تا قاف . روزگارش مهلت نداد و گرنه بنيادى تازه در روزگار از عدل و داد مىنهاد . ديوان اشعار آبدارش در روزنامه معروف است و در تخلّص به لفظ دولت موصوف . تاريخ وفات او در اصل اين روزنامچه نگارش گرديد و اين قطعه در تاريخ ولادتش از طبع مؤلف تراويد : « 2 » ز صلب شهنشاه آمد برون * [ 429 ] محمد على ميرزا در نواجا به دولت شه آمد ملقب ز خسرو * كه ديد از جبين دولتش هست پيدا به همراه او پاى همت به گردش * ز دامان او دست تهمت مبرّا

--> ( 1 ) . شادروان : سدى كه بر رود و نهر بندند ( 2 ) . تذكره خاورى : + ع : « واى واى از دولت دولتشهى » از زاده‌هاى طبع مولف ماده تاريخ اوست - الهم اغفره »