ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

955

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

بىسامان پرداختى . در دار الخلافهء طهران همه ساله بر سبيل استمرار تحقيقا ده هزار نفس از عجزه و ايتام و ملهوفين ، موافق طومار ، از خوان نعمتش ، راتبه‌خوار و از جامه خانهء عنايتش ، جامه‌دار بودند و جمعى از فقرا ، خاصه همسايگان بينوا از خوان خاصه چاشت و شامش ، كاسات شادى و عيش مىپيمودند . تا خادم قسمت فقراى همسايه را از چاشت و شام خاصه نبردى ، حضرتش لقمه [ اى ] از خوان نعمت نخوردى . شعر : جهان را شاه دريا دل چنين بايد * كه خلق عالم اندر سايهء لطفش بياسايد وقتى ، در تعريف همّت آن بزرگوار اين قصيدهء آبدار از طبع مؤلّف مدحت‌گزار تراويد و يادگار را ثبت گرديد . برگذشت از فرق كيوان سقف ايوان كرم * از طفيل همت معمار بنيان كرم فاتح باب نعم فتحعلى شاه آن‌كه شد * جا به استحقاقش اندر صدر ايوان كرم آن‌كه گردونش دوان شد بر در كوى عطا * آن‌كه دورانش روان شد بر سر خوان كرم آسمان را قدر او بخشند بنيان رفيع * بحر و كان را حكم او فرمود فرمان كرم عدل او پيراست از آفاق خارستان ظلم * جود او آراست در دوران گلستان كرم جود او واماندگان منزل اميد را * كاروان سالار گردد در بيابان كرم كشتزار آرزو را كآسمان پژمرده راست * كرد خرّم ابر دست او به باران كرم