ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

952

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

در هر بلدى از بلدان به مرتبه [ اى ] به هم رسيد كه خربندگان را نيز كار به تعليم و تعلّم كشيد . ظهور اين‌همه محاسن از فرط عدالت داور با داد و دين بود كه وجود با شرافتش موجب آبادى هر سرزمين گرديد . ديگر از جمله دلايل عدالت آن‌كه ، نوّاب شاهزادگان با تمكين را در صوادر و مصادر امور با رعاياى مسكنت ظهور ، به دار الشرع انور حكم نمودى و در ميان ايشان به طريق مساوات عمل فرمودى ؛ چنان‌كه در مجلد ثانى در احوال نوّاب شيخ الملوك شيخ على ميرزا و رعاياى ولايات ملاير و تويسركان گذشت و آن گوهر بديع ، آويزهء گوش مستمعان گشت . ديگرى از براهين قاطعهء عدالت ، رفتار آن زيبنده اورنگ كيان با برادر صلبى و بطنى خويش نوّاب حسين قلى خان است و كيفيت آن را كلك دو زبان به اين سياق رطب اللسان : در اوقاتى كه خان معزى اليه به ايالت ولايت كاشان سرافراز بود ، همواره از روزنه و پنجرهء بيوتات ، دختران ماه‌پيكر و زنان حورامنظر را به خطا نظر مىنمود . اين معنى به عرض شاهنشاه عدالت اثر رسيد و از قرارى كه در جلد اول اين روزنامچهء همايون نگارش يافته در آخر كار مخالفت به بهانهء كيفر همين خيانت ، از دو ديده نابينا گرديد . فرد : عدل كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل دوم : يكى از لوازم سلطنت ، صفت برگزيدهء شجاعت است و صاحبقران مغفرت [ 516 ] آيت را اين صفت مسلّم امّت و جماعت . به كرّات بر رسم درايت مشهود افتاده كه پرندگان تيزبال را به مدد مهرهء آتشين تفنگ كه از ادوات رشادت است ، از هوا به زير آوردى و كالبد حيوانات چرنده و درنده را از ضرب شمشير برّان كه از اسباب شجاعت است ، به دو نيم كردى . شيران شرزه را به دست رشادت پيوست ، قلاده بر گردن افكندى و در روزگار زار ، از ضرب سم ختليان باد رفتار ، خاك ادبار در ديدهء دشمنان آكندى . در اكثر غزوات و معارك مدّت يك ماه و چهل روز ، جامه و اسلحه از جسم مبارك بيرون نياوردى تا به مدد بخت سعيد و نيروى گوهر رشيد ، بنياد قرار دشمنان عنيد را با خاك