ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

931

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

بخش 1 ذكر وقايع اوضاع نوّاب شاهزادگان و طغيان بعضى از ايشان در برخى از ولايات ايران تا هنگام جلوس وليعهد دوران بر تخت سلطنت جاودان بعد از قضيهء خاقان مغفور - نوّر اللّه مضجعه - نوّاب شاهزادگانى كه در اطراف دار الملك ايران بودند ، اكثرى به سبب متابعت حكم وصيّت و وليعهدى نوّاب شاهزادهء اعظم محمد ميرزا قبل از رحلت ، در محل ايالت ، منتظر لطيفهء غيبى نشسته حركتى بر خلاف قانون نمىنمودند ، مگر دو سه نفرى از ايشان كه هريك به سببى از اسباب حركتى مذبوحانه كردند ، ولى بالاخره به جز ندامت و خسارت سودى نبردند . يكى از آن‌جمله ، نوّاب حسين على ميرزاى فرمانفرماى مملكت فارس بود كه از قرار نگارش ، يك روز قبل از قضيهء ناگزير خاقان مغفور به اتفاق نوّاب حسام السلطنه محمد تقى ميرزا از دار السلطنهء اصفهان عزيمت دار العلم شيراز را نمود . در محال قمشه اين خبر را شنيد و حسام السلطنه را به دار الشوكهء بروجرد فرستاده ، خود عازم شيراز گرديد . بعد از ورود بلافاصله بر تخت سلطنت دو روزه تكيه كرد و از خواندن خطبه و زدن سكّه نام برآورد . يكى ديگر ، نوّاب شجاع السلطنه حسن على ميرزا [ است ] كه در دار الامان كرمان اين مراتب را شنيد و در بدايت احوال قاصد تسخير دار العبادهء يزد گرديد . ولد خود هلاكو ميرزا را با معدودى به آن ولايت فرستاد و شجاع الملك ميرزا ولد نوّاب ظلّ السلطان كه از جانب برادر خود سيف الدوله ميرزا در آن ولايت بود ، بدون آسيبى دار العباده را نهاده به عزم دار الخلافه به راه افتاد . شجاع السلطنه خود به نيّت خدمت‌گزارى برادر فرخنده‌سير به دار العلم شيراز شتافت و مير شمشير آن دولت گشته