ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

922

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

ذكر وقايع عرض راه و دفن نعش مطّهر در دار الايمان قم و اوضاع اتفاقيه تا هنگام ورود به دار الخلافهء بهيّه چون راه متعارفى كه به سمت دار الايمان قم بايست حركت كرد ، از وسط شهر دار السلطنهء اصفهان بود كه از دروازهء خواجو داخل گشته و به خط مستقيم از راسته بازار گذشته از دروازهء طوقچى بيرون روند و عازم صوب مقصود شوند و - از قرارى كه ذكر شد - اهالى آن ولايت از خوف دستبرد قشون نصرت‌نمون دروازه‌هاى « 1 » شهر و ابواب دكاكين اسواق و خانات و بيوتات را بسته و سيبه‌بندى كرده بودند و از كثرت وحشت ، شبان و روزان بر پشت بام‌ها تيراندازى مىنمودند ، لهذا عبور از وسط شهر ممكن نشد و قرار عبور را از طرق غير معهود كه بر دور شهر اصفهان مىكردند ، دادند و روى به راه نهادند . به سبب عدم جادّه و كثرت مياه و انهار و شدّت گل‌ولاى ، آن قليل راه را در مدت سه روز به هزار زحمت و مرارت طى گرديد ، و دوابّ اهل اردو اكثر در آن مدخل و ممرّ پى شد . پس از آن‌كه به راه متعارف افتادند ، بناى حركت را از راه نطنز دادند . دسته‌جات سواره و پيادهء استرابادى و مازندرانى ، كه در آن سفر سرتيپ ايشان نوّاب اسكندر ميرزاى نايب الاياله خلف الصدق حضرت محمد قلى ميرزاى ملك‌آراى دار المرز طبرستانات بود ، كشيك اسباب و اوضاع سلطنت را معيّن شدند و در حركت و سكون با كمال تيقّظ و هشيارى عامل اين عمل آمدند . سربازان عراقى ، كه ابواب جمع امير نامدار غلامحسين خان سپهدار بودند ، چندين دفعه ارادهء دستبردى نمودند ، ولى به سبب احتياط نوكر استرابادى و مازندرانى ميسّر نگشته و از يارى بارى ، امور كشيك دستگاه سلطنت و شهريارى به خوشى گذشت . بالجمله ، فدويّت و ارادتى كه در تعزيه‌دارى در آن سفر از اهالى ولايات نسبت به آن برگزيدهء درگاه حضرت قاضى الحاجات ديده شد ، معلوم گرديد كه قدر و منزلت او در ايّام سلطنت در نظرها چه بوده و اهالى ايران به چه اعتقاد به او خدمت مىنموده‌اند .

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « دروازها »