ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
923
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
در ورود هر شهر و قصبه و دهكده ، مردان و زنان از صغير و كبير جامههاى سياه در بر و گريبانهاى دريده تا كمر ، خاك بر سر كنان و گل بر فرق زنان ، شاهگويان و شاهجويان ، موىكنده و مويهكننده به هيئت اجماع به استقبال محفّهء مهر شعاع مىآمدند و با اسبان كتل بسته در جلو و رجال و اطفال پلاس بر گردن پيشرو و علمهاى سياه بر دوش و طبلهاى عزا در خروش ، گرد راه به فلك رسيده و افغان و آه سر به عيّوق كشيده وارد مىشدند . [ 505 ] عملهء درگاه عرش اشتباه و سپاه نصرتپناه كه ايشان را به اين هيئت مىديدند ، بىاختيار خود را از اسب انداخته بر روى خاك مىغلطيدند . در حقيقت ، قيامت موعود در همان ايّام بود كه سپهر كينهور از قضيهء هايلهء آن سلطان بحر و برّ ، شور روز محشر برپا نمود . اشهد بالله در هنگام تحرير اين فقره ، كلك درر سلك را بىاختيار اشكها جارى گشت و احوال مؤلف بينوا از هرچه در تصور آيد ، درگذشت . خاقانى : گر به قدر سوزش دل چشم من بگريستى * بر دل من مرغ و ماهى تن به تن بگريستى كاشكى آدم به رجعت در جهان بازآمدى * تا به مرگ اين خلف بر مرد و زن بگريستى بالجمله ، در روز ورود به دار الايمان قم كه روز پنجشنبه چهارم شهر رجب المرجب بود و محرّر اين كتاب را قدرت تحرير وضع و اوضاع آن نيست ، جميع علما و سادات ، عمامههاى سياه و سبز بر گردن انداخته و مويهكنان به تلاوت و روضهخوانى پرداخته ، علمهاى حضرت معصومه را سياه بسته و رجال و اطفال و نسوان شهر كلّا با گريبانهاى دريده و سرهاى گلولاى ماليده و روىهاى ناخن خراشيده و دلهاى شكسته ، فريادزنان و موىكنان و مويهكنان با اوضاعى شايان به استقبال رسيدند و به آن هيئت وارد شهر گرديدند . جنازهء مغفرتنشان را بر دور ضريح مقدس گرانيده در مضجع همايونى كه ذكر شد ، بردند و آن تربت با شرافتى را ، كه از قرار نگارش از عتبات عاليات آورده بودند ، در دخمهء اعلى به تركيب قبر ترتيب داده ، نعش مبارك را در جوف