ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
919
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
حسب امر صاحبقرانى موازى پنجاه من تربت از اصل مرقد تابناك برگزيدهء خالق آب و خاك - صلوات الله عليه و على آبائه و أولاده - آورده ، در مضجع همايون اعلى به امانت نهاد . يك تخته سنگ مرمر به جهت لوح مزار فيضپرور معيّن فرمود و سطح آن را به سعى حجّاران پرفن از مثال همايون و اشعار موزون زادهء از طبع وقّاد حضرت ميرزا محمد تقى مازندرانى علىآبادى منشى الممالك المتخلّص به « صاحب » منقّش نمود . احوال خود را كه مىنگريست ، هموارهء اوقات متزلزل و مضطرب مىزيست . در اوقاتى كه از دار الخلافهء طهران به دار السلطنهء اصفهان حركت مىكرد ، طرح ضريحى سيمين به جهت مرقد مطهّر حضرت عبّاس على - عليهما السلام - با كمال اهتمام ريخت و مبلغ شش هزار تومان به مصارف اين كار داده و ميرزا هدايت الله و ميرزا محمد تقى نورى مستوفيان ديوان اعلى را بر سر اين كار نهاده ، استادان صاحب فن را نيز در اتمام اين امر برانگيخت . خلاصهء كلام ، در روز دوشنبه پانزدهم شهر جمادى الثانى هنگام صبح ، قدرى كاهو تناول فرمود و بعد از آن به اكل كباب آهو ميل نمود . طرف عصر همان روز از فرط غيرت سلطنت بدون بالاپوش در كنار رودخانهء زايندهرود اصفهان به تيراندازى مشغول شد و حاكم طبيعت به حكم كهولت از حفظ صحت معزول آمد . علاوهء ناخوشى سينه ، مرض قولنج و ذات الجنب هر دو حاصل گشت و كار از كار گذشت . حضرت حكيمباشى ميرزا محمد حسين اصفهانى در معالجه يد بيضا نمود و اندك سودى بخشود ، ولى بالاخره بىحاصل بود . حكيمباشى مزبور از فرط صداقتى كه داشت ، چنين مىپنداشت كه شاهنشاه صاحبقران به سبب وفور حذاقت [ 503 ] او زندهء جاويد است . اعتقادش اين بود كه آن حضرت مسموم است و گرنه مرگ با اين حذاقت در وجود مبارك او معدوم . خلاصه ، در همان دو سه روز ناخوشى به جهت اطمينان خلايق بدون امداد محرّكى به ديوانخانهء مباركه به استمرار مىخراميد و با كمال خوددارى مشغول حلّ و عقد امور دولت مىگرديد . بالجمله ، در روز پنجشنبه نوزدهم شهر جمادى الثانى سنهء يكهزار و دويست و پنجاه مطابق با سال نكبتمآل يونتئيل تركى ، سه ساعت به