ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
899
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
اياغ مهر و مه از بهر فيض شبنشينان شد * همى در بامداد و شام از راح شفق پر مى يكى از مىپرستان چرخ دگر دى مهر چون مى را * همى در شامگاهان بلع و اندر بامدادان فى چنين گنجى كه او را شد ميسّر كى كسى دارد * فلك با آنهمه سيم و زر آمد پيش او لاشىء چنان بذلى درين عيش مهنّا كرد در عالم * كه آمد نام آن نامآوران قاآن « 1 » و حاتم طى پى تاريخ سال سور دلكش خاورى گفتا * كه ناى سور از سلطان محمد ميرزا در رى ذكر گرفتارى تركمانان آقدربند و بسطام و ورود فرستادگان ايمپراطور روسيه و سوء مزاج سركار همايون و انقلاب دهر دون در اواسط شهر محرّم الحرام سنهء يكهزار و دويست و پنجاه به توسط مسرعان سركار اميرزادهء با احتشام محمد ميرزا والى مملكت خراسان ، خبر رسيد كه بعد از وفات سركار وليعهد مغفرت آيات ، نوّاب خسرو ميرزا كه به حفظ محل آقدربند رفته ، امر آنجا را انتظامى كامل داده بود . از اتّفاقات حسنه ، جمعى از تركمانان تكه كه به تاخت ولايات حول و حوش رفته بودند ، مراجعت مىنمودند . نوّاب خسرو ميرزا ايشان را ملاقات و دعوايى صعب روى داده ، پس از اندك كرّى از طالع بىزوال خسروى ، تركمانان برخى اسير سرپنجهء تدبير و بعضى طعمهء شمشير اميرزادهء شيرگير گشته روانهء ارض اقدس شدند .
--> ( 1 ) . مجلس و ملى : « قاءآن »