ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
900
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
نوّاب خسرو ميرزا بعد از ظهور اين خدمت باطنا هواى زيادهسرى داشت ، لهذا بهانه [ اى ] را دستآويز كرده و از برادر فرخندهاختر كدورتى به خاطر آورده روى فرار به دار الخلافهء طهران گذاشت . در يوم بيست و چهارم شهر محرّم الحرام با معادل يك سوار در رسيد و به سبب رعايت جانب نوّاب والى والاشأن ، به هيچوجه من الوجوه مورد [ 495 ] التفاتى نگرديد . در دولتخانهء حضرت ظل السلطان منزل كرده با هزاران حسرت و محرومى از حسرت ، شبى به روز و روزى به شب مىآورد . در خلال اين احوال ، از ولايت بسطام نيز خبر رسيد كه جمعى از تركمانان تكه به تاخت ولايت ترشيز رفته بودند و اموال و اسير بسيار گرفته ، مراجعت مىنمودند . نوّاب اسماعيل ميرزا صاحباختيار ولايت بسطام جمعيتى از سوارهء ابواب جمعى خود را بر سر راه فرستاده به تركمانان مزبوره دوچار « 1 » و بعد از زد و خورد بسيار ، موازى بيست نفر از آن قوم شرار گرفتار قيد اسار و پانزده نفر ديگر طعمهء شمشير آبدار گرديد . اموال منهوبه را از صامت و ناطق استرداد كردند و تسليم اهالى آن بلاد آوردند . سرهاى مقتولين را به دار الخلافه روانه و اين معنى التفات دربارهء اسماعيل ميرزا را بهانه آمد . بالجمله ، چون فىمابين دولتين ايران و روس بعد از ظهور مصالحهء جاويدمأنوس ، كمال خصوصيت و الفت منظور بود و روزبهروز به سبب بروز پاره [ اى ] ملزومات دوستى بر مراتب يك جهتى مىافزود ، لهذا حضرت نيكولاى پاوليچ پادشاه روسيه بعد از قضيّهء هايلهء حضرت نايب السلطنه مغفور - البسه اللّه حلل النور - لازمهء عزادارى را به عمل آورده ، ارستوف نامى از معتمدين درگاه را با نامهء تعزيت همراه به درگاه شاهنشاه آگاه گسيل كرد و مؤمىاليه در اواسط شهر محرّم الحرام وارد گرديده و در زمانى با اختصاص ، به شرف حضور اعلى مشرّف گشته نامهء دوستى ختامه را از نظر انور گذرانيد . در آن نامه بعد از اظهار تعزيت ، سفارشى از بازماندگان وليعهد دوران خاصّه والى والاشأن خراسان رفته بود و فرستادهء مزبور نيز بعضى پيغامات زبانى درين باب عرض نمود . در همان اوقات ، شاهنشاه معدلتآيات به سبب ظهور التفات و برخى مهمّات ،
--> ( 1 ) . در نسخه ملى و مجلس ، واژه « دچار » به صورت « دوچار » آمده است .