ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
898
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
دو روز بعد از انقضاى جشن روانهء دار السلطنهء اصفهان شد و حضرت نيّر الدوله عازم همدان گرديد و هريك از آن دو شاهزادهء كامكار و كامران به كام دل رسيد . تاريخ اين عيش مهنّا از كلك مؤلف تراوش كرد [ ه ] يادگار را به تحرير درآورد . لمؤلفه : زهى سورى كه از شورش فلك شد دفزنان چون مه * خهى بزمى كه از سورش جهان شد نغمهران چون نى عروسىهاى ديگر پيش اين جشن همايونفرّ * بسى مىبود ابتر چون به جنب نوبهاران دى زمين گرديد پرنعمت ز بذل شاه نامآور * زمان افتاد در راحت ز جود صهر فرّخ پى به پا جمشيد نقد اينك به تخت شهريارى بين * چرا گويى كه كى جمشيد بود و همسرانش كى ببينيد اين طراز مسند كى را به بزم جم * سخن ديگر مرانيد اى عزيزان از جم و از كى ببين اين نقد و از آن نسيه بگذر اى دل و كم گو * كه قاآنى ز تركستان درآمد حاتمى از طى زهى نامآورى كز فرط جود و مكرمت بخشد * ز شيراز آن گزين زرقان و از رى نامآورجى جواد نامور سلطان محمّد ميرزا كز فرّ * به خيل جمله ابناى ملك افزونتر آمد وى همى از فيض داراگشت همسر با پرىرويى * كه ماه آسمان دارد ز شرم وى رخى پرخوى پر آمد تختگاه جم ز صاحب منصب و مطرب * ز ملك خاور و از شهر شيراز و ز مرز خوى