ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

888

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

مىگرديدند . در سالى كه حاجى ميرزا رضا قلى نوائى از وزارت خراسان معزول و بعد از زيارت بيت الله الحرام از راه عمّان به دار العلم شيراز رفته به خدمت وزارت فارس مشغول شد ، جانىخان قشقائى معروف به ايل بيگى كه مردى نيكوروش و كدخدامنش بود ، با او خصوصيّت كرد تا به توسط مشاراليه به قاعدهء ملك خراسان از لقب ايلخانى نام برآورد . بعد از فوت ايلخانى چند خلف از او مخلّف شد و ولد ارشدش محمد على خان كه به طرز پدر ، بويى از كدخدايى داشت ، ايلخانى گشت و ولد ديگرش مرتضى قلى خان لقب ايل بيگى يافته در مرحلهء مغروريت و تهوّر از هرچه در تصوّر آيد ، درگذشت . محمد على خان ايلخانى از فرط كدخدايى و تن‌آسايى به توقف شيراز پرداخت و امورات ايل گردانى و وصول مالوجهات ديوانى و مهمّات زراعت و فلاحت و گردش در هر ولايت و ناحيت را محوّل به ايل‌بيگى ، يعنى مرتضى قلى خان ساخت . مشاراليه در حسن ظاهرى از حيثيت چهره و سيما و شانه و بالا و ريش فراخ و هوش صماخ بىنظير بود و در محاسن باطنى از رهگذر عزم كامل و حزم شامل و دوستى در امور و غور در مرحلهء غرور ، آوازه‌اش عالمگير . بالجمله ، از فرط غرور به خيالات دراز و دور افتاد و قرارهاى جديد در كارها داد . ريش‌سفيدان ساير ايلات را از اتراك و اعراب و غيره متدرّجا در حضرت فرمانفرما منسوب به خيانت كرد و دست همه را از كار كوتاه كرده جميع اختيار ايلات فارس را در قبضهء اقتدار آورد . مرتضى قلى خان از شصت هزار خانوار ايلات فارس ، موازى دو هزار خانوار متموّل زبده برگزيد و دو هزار نفر نوكر ازين دو هزار خانوار برگزيده به جهت خويش گرفته مربّى ايشان گرديد . اين دو هزار خانوار « 1 » را عمله نام گذاشت و آن دو هزار نفر نوكر را دايم الاوقات مسلّح و مكمّل با اسب و يراق بىبدل همواره در پيش خويش مىداشت . در حركت و سكون به‌طورىكه نه شايستهء شأن او بود ، رفتار مىكرد و در افراشتن خيمه‌هاى بزرگانه و آراستن كارخانه‌جات اميرانه از قبيل فرّاش‌خانه و صندوق‌خانه و

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « خانور »