ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
881
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
آن درگاه . للّه الحمد آرزويى در دل ندارم و با كمال شوق و انبساط روى به بساط انحطاط مىآرم » . بالجمله ، در صبح پنجشنبه دهم شهر جمادى الثانى سنهء يك هزار و دويست و چهل و نه ، مطابق با سال ئيلانئيل تركى ، طاير روح پرفتوحش از قفس تن ، بال پرواز گشود و در شاخسار درخت طوبى آشيان نمود . خروش از حريم حرمت برخاست و هر تن از خاصان در اين مصيبت عظمى هنگامهها آراست . ميرزا على نقى را در همان روز وفات ، به عزيمت دار الخلافه برگماشتند و سه روز و سه شب ، نعش شريفش را در ارگ منيف ضبط كرده ، اين قضيه را از اهل شهر پنهان داشتند . پس از بروز اين فقره ، اهالى شهر ماتمى عام برپا كردند و آن نعش مطهّر را به آدابى شايان به روضهء رضيّهء جناب رضويّه - عليه الثّناء و التحيّه - برده ، در محلّى مرغوب مدفون آوردند « 1 » . در يوم جمعهء بيست و چهارم شهر مزبور ، ميرزا على نقى مذكور وارد دار الخلافهء طهران شد و پس از دو روز ديگر اين خبر وحشتاثر به جسارت دو نفر از شاهزادگان كهتر معروض رأى صاحبقران عدالت اركان آمد . كيفيّت كدورت و ملالت خاطر خطير اعلى در اين مصيبت عظمى ، وجدانى است نه تحريرى . آنچه فريدون عجم را از فقدان ايرج و شاه گشتاسب را از سوگ اسفنديار بر سر آمد ، اين سلطان صاحبقران را در قضيهء آن فرزند ايرج خصال اسفنديار مثال ميسّر شد . جميع شاهزادگان اعظم و خادمان حرم محترم و خاصّان درگاه و وشاقان خرگاه و عموم رعيّت و سپاه بر رسم عبّاسيان ، ملبّس به لباس سياه آمدند و از وفور خروش و ناله ، برهمزن بنيان اركان هفتمين بارگاه شدند . بزم تعزيت و قرائت در سراى نوّاب ظل السلطان على خان شاهزاده ، كه برادر صلبى و بطنى اوست ، تا سه روز متوالى برپا بود و هر طايفه دستهدسته على التوالى در آن سرا آمده تعزيهدارى مىنمود . على العجاله فرامين قضاآيين به افتخار نوّاب اميرزادهء اعظم محمد ميرزا و جميع امرا و وزرا و خوانين
--> ( 1 ) . محل دفن عباس ميرزا در پاى پلكان صحن گوهرشاد ، در جوار حرم حضرت امام رضا ( ع ) روبهروى ضريح مباركه است .